ریسک در معامله به چه معناست؟


چند حرف یونانی مهم برای مدیریت ریسک اختیار معامله ها ( ۲)

در یادداشت آموزشی قبل به اهمیت چهار حرف یونانی مهم و وظایف آنها اشاره شد، در این قسمت نیز به شرح مختصر هر یک از آن حروف پرداخته می‌شود.

*دکتر احمد یزدان پناه

به گزارش«پایگاه خبری بورس کالای ایران»، همانطور که در یادداشت قبل نیز اشاره شد، یک قرارداد اختیار معامله هر چه از وضعیت و شرایط (ITM) In-The-Money دورتر ‌شود، در مورد اختیار خریدها دلتای آن به ۱۰۰ و در مورد اختیار فروش‌ها (put option) به ۱۰۰- نزدیک‌تر می‌شود. این بدان معنی است که در این دو حد، یک رابطه یک به یک، بین تغییرات قیمت قرارداد اختیار معامله و تغییرات قیمت دارایی یا کالای پایه برقرار است. در واقع وقتی مقادیر دلتا ۱۰۰- و ۱۰۰ است اختیار معامله، رفتاری مشابه و مثل تغییرات قیمت دارایی پایه یا مورد نظر قرارداد دارد. این امر گویای آن است که قرارداد مزبور "ارزش زمانی" کم یا صفر دارد و بیشتر ارزش آن قرارداد اختیار معامله به صورت "ارزش ذاتی" است. ما دوباره به مفهوم "ارزش زمانی" وقتی از حروف یونانی تتا (Theta) بحث می‌کنیم، باز خواهیم گشت .

در مورد دلتا، همیشه ۳ مورد زیر را به خاطر داشته باشید:

۱- گرایش دلتا با نزدیک شدن به تاریخ انقضای قرارداد اختیار معامله برای شرایط نزدیک و یا (ATM) At-The-Money افزایش پیدا می‌کند .

۲- دلتا ثابت نیست، نسبت به گاما، یعنی دومین معیار سنجش و اندازه گیری ریسک که نرخ تغییرات دلتا را نسبت به تغییر معینی (given) در دارایی پایه را نشان می‌دهد .

۳- با تغییر معینی در نوسانات ضمنی (IV) دلتا نیز، تغییر می‌کند .

گاما (Gamma)

گاما، که بدان "مشتق اول دلتا" نیز می‌گویند، نرخ تغییرات دلتا را اندازه می‌گیرد. در جدول زیر نشان داده شده است که وقتی قیمت دارای یا کالای قرارداد اختیار معامله به اندازه یک واحد تغییر می‌کند، دلتای آن چقدر تغییر می‌نماید. این مثال این مفهوم را ساده سازی می کند که بطور کلی، وقتی اختیار معامله‌های خرید در شرایط (DOTM) Deep-Out-of-The-Money هستند، آن قراردادها دلتای کوچکی دارند. این بخاطر آن است که در آن شرایط تغییرات قیمت دارایی پایه یا اوراق بهادار پایه (سهام پایه) یا کالاهای پایه فقط تغییرات کوچکی در قیمت قرارداد اختیار معامله ایجاد می‌نمایند. با نزدیک‌تر شدن اختیار خرید به شرایط سوددهی (to the money) ، ادامه افزایش قیمت دارایی پایه، موجب بزرگتر شدن دلتا می‌گردد .

اندازه گیری عملی ریسک فروش اختیار خرید S&P۵۰۰۹۳۰ برای دسامبر (با قیمت اعمال ۹۳۰)

۷۵۰- ۶۰۰- ۳۲۵- ۲۰۰- ۷۵- ۵۰ ۱۷۵ ۳۰۰ ۴۲۵ سود یا زیان

( P/L)

۴۹/۵۵- ۷۰/۵۴- ۱۳/۵۳- ۳۴/۵۲- ۵۵/۵۱- ۷۶/۵۰- ۹۶/۴۹- ۱۶/۴۹- ۳۶/۴۸- دلتا

۷۸/۰- ۷۸/۰- ۷۹/۰- ۷۹/۰- ۷۹/۰- ۸/۰- - ۸/۰- ۸/۰- گاما

۴۸/۴۵ ۴۸/۴۵ ۴۴/۴۵ ۴۰/۴۵ ۳۵/۴۵ ۲۸/۴۵ ۲۰/۴۵ ۱۱/۴۵ ۰۱/۴۵ تتا

۹۱/۹۶- ۹۶/۹۶- ۹۸/۹۶- ۹۴/۹۶- ۸۷/۹۶- ۷۸/۹۶- ۶۵/۹۶- ۴۹/۹۶- ۳۰/۹۶- وگا

در جدول بالا، وقتی ارقام و اعداد را از سمت چپ به سمت راست می‌خوانیم دلتا افزایش می‌یابد و این مقادیر گاما را برای سطوح مختلف دارایی پایه نشان می‌دهد. ستون سود و زیان ( P/L) برای ۲۰۰- مبین شرایط (ATM) At-The-Money در قیمت توافقی یا اعمال ۹۳۰ است و هر ستون مبین تغییر یک واحدی در قیمت دارایی یا کالا یا اوراق بهادار پایه است. همانطور که می‌بینید، در شرایط (ATM) گاما ۷۹/۰- است، که بدان معنی است که به ازای هر یک واحد تغییر در قیمت پایه، دلتا به طور دقیق به اندازه ۷۹/۰ افزایش می‌یابد. (برای ارقام دلتا و گاما ارقام اعشاری در عدد ۱۰۰ ضرب شده‌اند تا به صورت عدد صحیح درآیند .)

اگر شما به طرف راست جدول حرکت کنید و به ستون بعدی برسید (که مبین افزایشی یک واحدی در قیمت اعمال یعنی از ۹۳۰ به ۹۳۱ است) خواهید دید که دلتا به ۱۳/۵۳- می‌رسد (افزایشی معادل ۷۹/۰ از ۳۴/۵۲-)، همانطور که می‌بینید، این قرارداد فروش اختیار خرید (Call) وقتی در شرایط سود یا زیان (into-the-money) قرار می‌گیرد، دلتا افزایش می‌یابد و علامت منفی آن بدان معنی است که درموقعیت زیان قرار دارد، چرا که با موقعیت فروش مواجه هستیم

(short position) ، به عبارت دیگر موقعیت و وضعیت دلتا منفی است. بنابراین، با یک دلتای منفی ۳۴/۵۱- ، به ازای افزایش یک واحد دیگر در دارایی پایه با اندازه ۵۱/۰ واحد (عدد گرد شده است) در قیمت قرار (Premium) زیان خواهیم داشت .

چند نکته دیگر درباره گاما که باید بخاطر سپرد:

۱- گاما کوچکترین مقدار خود را در شرایط Deep-out-of-the-money و deep(ITM) دارد .

۲- گاما بیشترین مقدار را در شرایطی دارد که قرارداد اختیار معامله در Near The money باشد .

۳- برای موقعیت‌های خرید (Long) گاما مثبت و برای موقعیت فروش (short) منفی است (همانطور که در جدول بالا برای فروش اختیار خرید می‌بیند ).

تتا (Theta)

تتا، زیاد توسط معامله گران بکار گرفته نمی‌شود، هرچند از بعد مفهومی اهمیت خاصی دارد. تتا نرخ کاهش بها و قیمت قرارداد اختیار معامله (Premium) را که در اثر گذشت زمان بوجود می‌آید را اندازه می‌گیرد. به عبارت دیگر، قیمت یک قرارداد اختیار معامله که "ارزش ذاتی" ندارد با نرخ فزاینده ای ، وقتی به تاریخ انقضای آن قرارداد نزدیک می‌شویم، کاهش می‌یابد. جدول زیر مقادیر تتا را برای فواصل زمانی (intervals) گوناگون برای یک قرارداد اختیار دسامبر برای s&p۵۰۰ را در شرایط ATM نشان می‌دهد. قیمت توافقی یا اعمال ۹۳۰ است. همانطور که می‌بینید، هر چه به تاریخ و زمان انقضای قرارداد نزدیک می‌شویم (تاریخ انقضا T+۲۵ است) مقدار تتا افزایش می‌یابد. در T+۱۹ ، که ۶ روز به تاریخ انقضا مانده است، تتا به ۳/۹۳ می‌رسد، که در این مثال به ما می‌گوید آن قرارداد اختیار معامله هر روز ۳۰/۹۳ دلار ، نسبت به زمان T+۰ که آن رقم ۴۰/۴۵ دلار است هر روز بود ضرر می دهد. یعنی برای روزی که به فرض آن موقعیت باز شده است .

مقادیر تتا برای فروش اختیار خرید دسامبر S&p۵۰۰ با (قیمت اعمال ۹۳۰)

۳/۹۳ ۲/۶۵ ۸۵/۵۱ ۴/۴۵ تتا (Theta)

چند نکته دیگر درباره تتا که باید هنگام معامله مدنظر قرار گیرد:

۱- اگر اختیار معامله نوسانات ضمنی (IV) زیادی داشته باشد، وقتی آن قرارداد در شرایط OTM است مقدار تتا، بسیار زیاد خواهد بود .

۲- نوعاً برای قراردادهای اختیار معامله که در شرایط (ATM) at-the-money هستند تتا بیشترین مقدار را دارد .

۳- تتا بشدت و سرعت در آخرین هفته‌های معاملاتی افزایش پیدا می‌کند و موقعیت خرید دارنده قرارداد را به شدت تضعیف می‌نماید، به خصوص اگر بطور همزمان نوسانات ضمنی (IV) روند کاهشی داشته باشد .

وگا (Vega)

وگا، چهارمین و آخرین حرف یونانی مهم برای اندازه گیری ریسک معاملات قراردادهای اختیار معامله است، که ریسک تغییرات نوسانات ضمنی (IV) به صورت کمی اندازه می‌گیرد. وگا بطور تقریب به ما می‌گوید که در اثر یک افزایش یا کاهش معین در سطح نوسانات ضمنی، قیمت آن قرارداد اختیار معامله چه مقدار افزایش یا کاهش خواهد یافت. فروشندگان اختیار معامله از کاهش نوسانات ضمنی نفع می‌برند و عکس آن برای خریداران آن قراردادها صادق است. همانطور که از جدول ها قبل جدول اخیر می‌توان دید، در فروش اختیار خریدها وگا منفی است که گویای آن است، تنها موقعیت سودده وقتی است که نوسانات ضمنی کاهشی باشند (از این رو بخاطر این رابطه معکوس، مقادیر وگا با علامت منفی ظاهر شده‌اند ).

مقدار وگا در این موقعیت چقدر سود عاید معامله گر می‌نماید. با بکارگیری وگا در شرایط

(ATM) at-the-money ، که ۹۴/۹۶- است، ما در می‌یابیم که به ازای کاهش هر یک واحد درصد در نوسانات ضمنی، یک موقعیت فروش اختیار خرید ۹۴/۹۶ دلار سود عاید می‌نماید . برعکس، هر ۱% افزایش در نوسانات ضمنی موقعیت را با زیانی معادل ۹۴/۹۶ دلار مواجه می‌سازد .

چند نکته دیگر که در مورد وگا باید به خاطر سپرد:

۱- وگا می‌تواند بدون آنکه قیمت دارایی پایه یا موردنظر قرارداد، تغییر کند، افزایش یا کاهش یابد، چرا که نوسانات ضمنی (IV) سطح نوسانات انتظاری را نشان می دهند .

۲- وگا می‌تواند با نوسان سریع دارایی پایه افزایش پیدا کند، بخصوص اگر بازار سهام با کاهش بزرگی روبرو شود و یا قیمت کالاها بطور ناگهانی بشدت و به سرعت بالا روند مثل قیمت قهوه بعد از گزارش سرما و یخبندان در برزیل .

۳- وگا وقتی اختیار معامله به تاریخ انقضای خود نزدیک می‌شود، کاهش پیدا می‌کند .

جمع بندی : در این دو یادداشت در سطحی متوسط (نه پیشرفته همراه با ریاضیات خاص خود) به قیمت یک قرارداد اختیار معامله و عوامل موثر بر آن اشاره شد، علاوه بر آن به چگونگی اندازه‌گیری آثار آن متغیرها بر قیمت اختیار معامله ها نیز به طور مختصر پرداخته شد.

راه‌هایی برای کاهش ریسک در بازار بورس

ارزیابی ریسک در بازار بورس

مدیریت ریسک و سرمایه یکی از مهم­ترین جنبه­ های معامله در بازار بورس است. جایی که معامله­ گران نیازمند دانش خوبی در زمینه‌ی شناخت، ارزیابی و مدیریت ریسک در بازار بورس هستند. بسیاری از افرادی که به‌تازگی وارد بازار سرمایه می‌شوند، شناختی از ریسک و انواع آن ندارند. متاسفانه بسیاری از تازه‌کارها در بورس پیش از چشیدن طعم تلخ ضرر، اهمیت توجه به ریسک را درک نمی‌کنند.

اگر دوست ندارید یکی از هزاران نفری باشید که با بی‌توجهی حاصل تلاش و زحمت سال‌های عمر خود را در بورس از دست می‌دهند، تا پایان این مقاله را با دقت بخوانید.

مدیریت ریسک در بازار بورس چیست؟

مدیریت ریسک و سرمایه یکی از ضروریات در معاملات بورس برای جلوگیری از ضررهای احتمالی در بورس است. مدیریت ریسک شامل شناسایی، ارزیابی و خنثی‌سازی ضررهای احتمالی در زمان حرکت بازار در جهت مخالف انتظارات معامله‌گران است. پس بسیار مهم است که پس از تحلیل کامل بازار و در نظر گرفتن تمامی ریسک‌های محتمل برای انجام معامله تصمیم‌گیری کنید.

در اینجا روندها مهم­ترین فاکتور هستند. یک روند در حقیقت سمت و سوی کلی بازار را نشان می­دهد. روندها اغلب ممکن است شامل ریسک­ هایی متأثر از وقایع سیاسی، اقتصادی یا تکنولوژیک باشند. به این معنا که یک روند رو به رشد می‌تواند با توجه به شرایط ویژه‌ای معکوس شده و منجر به کاهش ارزش سهم شود. بنابراین همیشه پس از ارزیابی چنین خطراتی و سنجش ریسک و سود مورد انتظار اقدام به سرمایه‌گذاری کنید.

شناسایی ریسک در بازار بورس

هنگام شناسایی ریسک در بازار بورس باید عوامل گوناگون تاثیرگذار در جریان معاملات بازار را در نظر بگیرید. این عامل­ ها می­توانند فاکتورهای اقتصادی (مثل تصمیمات بانک مرکزی برای تغییر در نرخ بهره و مالیات) یا جدال معامله ­گران برای خرید سهامی مشخص باشند.

هنگام تصمیم‌گیری برای ورود به بازار بورس مطمئن شوید که این فاکتورهای اقتصادی را شناسایی کرده‌اید، چراکه این عوامل تاثیر مستقیمی بر دارایی شما خواهند داشت.

در این‌جا به قدرت این عوامل در ایجاد تغییرات قیمتی در بازار اشاره کردیم. اگر تاثیر این عوامل بر بازار چشم‌گیر باشد باید تناوب رخ دادن آنها را نیز بدانید. دانستن این عوامل مهم در تشخیص وقایعی که تهدید بالقوه برای دارایی‌هایتان محسوب می­شوند کمک خواهد کرد.

ارزیابی ریسک در بازار بورس

ارزیابی ریسک اغلب به یافتن عملکرد یک سبد سرمایه در بازار بورس اشاره دارد. دو روش برای ارزیابی ریسک در بازار سرمایه وجود دارد. یکی روش آلفا و دیگری روش بتا، در ادامه شرحی از هر دو روش را می­خوانید:

روش آلفا در ارزیابی ریسک: آلفا معیار اندازه‌گیری عملکرد سرمایه در مقایسه با معیاری مشخص است. در حقیقت تغییرات سبد سرمایه‌گذاری حول شاخص، معیار آلفا نام دارد. مثبت بودن آلفا به این معناست که سرمایه‌گذاری موفق بوده و از معیار پیشی گرفته است. در مقابل اگر آلفا عددی منفی باشد، عملکرد سرمایه‌گذاری ناموفق است. آلفای صفر نشان‌دهنده تطابق کامل سرمایه‌گذاری با شاخص معیار است.

برای مثال آلفای 1 به معنی موفقیت سرمایه‌گذاری نسبت به شاخص معیار به میزان 1 درصد است. به‌طور مشابه آلفای منفی یک، معرف شکست سرمایه‌گذاری نسبت به شاخص معیار به میزان 1 درصد است.

روش بتا در ارزیابی ریسک: بتا معیاری برای اندازه‌گیری میزان نوسان یک سبد سرمایه‌گذاری در مقایسه با عملکرد کل بازار است. به‌طور کلی بتای بزرگ‌تر از یک نشان‌دهنده این است که سبد شما نسبت به کل بازار نوسان بیشتری داشته است. در حالی که بتای کمتر از یک، نوسان کمتری را نشان می‌دهد. بتای کمتر به اصطلاح سهام دفاعی خوانده می­شود. چرا که سرمایه‌گذاران تمایل به نگه‌داری آن تا زمانی دارند که بخشی از بازار دچار نوسان شود. از سوی دیگر بتای بیشتر زمانی مطابق میل سرمایه‌گذاران است که بازار به‌طور پیوسته در حال رشد است و سرمایه‌گذاران مایل به ریسک بیشتر برای به حداکثر رساندن سود خود هستند.

برای مثال اگر بتا 1.5 باشد سرمایه‌گذاریتان 50 درصد نوسان بیشتری نسبت به بازار دارد. اگر بتا 0.6 باشد به این معنی است که سرمایه گذاریتان 40 درصد نسبت به کل بازار کم نوسان‌تر است. یعنی در حالت اول اگر بازار روند مثبتی داشته باشد شما سود بیشتری کسب می‌کنید. در حالت دوم اگر بازی منفی باشد شما ضرر بیشتری از روند کلی تجربه خواهید کرد.

ریسک در بازار بورس

نکاتی برای مدیریت ریسک و سرمایه

تا این‌جا به‌طور کلی با اصول شناسایی و ارزیابی ریسک در بازار بورس آشنا شدید. حال بیایید نکاتی را در خصوص مدیریت ریسک و سرمایه مرور کنیم.

انتظارات‌تان را درست تنظیم کنید

زمانی که مبتدی هستید ممکن است فکر کنید یک سرمایه‌گذاری جذاب و پرسود کاری ساده است. اما باید بدانید که معامله در بورس به مقدار زیادی کار سخت، تلاش و تجربه احتیاج دارد.

ابتدا اصول بنیادی معاملات در بازار بورس را فرا بگیرید. به این کار مثل شغلی پر درآمد، اما خطرناک نگاه کنید. ابتدا باید در محیطی امن آموزش ببینید تا بتوانید در مواجهه با خطرات شغل خود آماده باشید. قطعا با کسب دانش در گذر زمان می­توانید به اهداف خود دست یابید.

از شغل فعلی خود استعفا ندهید

به تازگی با بورس آشنا شده‌اید؟ کارتان را برای معامله با پولی که توانایی از دست دادنش را ندارید رها نکنید.

بسیار مهم است زمانی که در حال یادگیری هستید توقع درآمد از بورس نداشته باشید. هرگز از پولی که برای اجاره‌خانه یا پرداخت قبوض خود نیاز دارید استفاده نکنید. به یاد داشته باشید بیشتر معامله‌گران ضرر می‌کنند. فقط با پولی که توانایی از دست دادنش را دارید معامله کنید.

انواع ریسک در بازار بورس ممکن است سرمایه‌تان را تحت تاثیر قرار دهند. اجازه ندهید این تاثیرات سبب نگرانی بیش از حد شما شده و زندگی‌تان را مختل کنند. این مسئله باعث می‌شود تحت فشار بیشتری قرار گرفته و حتی به دلیل تصمیمات نادرست ریسک‌های بیشتری را تجربه کنید.

استراتژی مناسب خود را بیابید

شما باید استراتژی‌های مختلفی را امتحان کنید. اما در نهایت یک استراتژی را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید. اگر در یک استراتژی بسیار ماهر باشید، بهتر از این است که در همه‌ی استراتژی‌ها تنها کمی مهارت داشته باشید. استراتژی خود را تعریف کنید. محدوده‌ی آن را مشخص کنید و روی کاغذ بیاورید.

اگر با استراتژی‌های گوناگون بطور همزمان معامله می­کنید، احتمال اینکه در هیچ‌کدام به موفقیت دلخواه خود نرسید بسیار زیاد است. البته گاهی ممکن است داشتن نیم‌نگاهی به انواع استراتژی‌ها به شما کمک کند. اما این در شرایطی‌ست که به‌اندازه‌ی کافی خبر و باتجربه‌اید.

مدیریت ریسک در بازار بورس و سرمایه

اهداف قیمتی تنظیم نکنید

زمانی که وضعیت خوبی در بازار دارید ممکن است وسوسه شوید تا نتایج خوبتان را گسترش دهید و یا اهداف روزانه تعیین کنید. به یاد داشته باشید که شما در روزهای خوب بازار قرار دارید. قرار نیست همیشه اوضاع به‌همین منوال باشد. ریسک در بازار بورس تنها محدود به بعضی زمان‌ها نیست و در سبزترین شرایط نمودار نیز می‌تواند گریبان شما را بگیرد.

اگر در یک روز سودی عایدتان نشد نباید با این موضوع مشکلی داشته باشید. اما با تعیین اهداف قیمتی در هر بازه‌ی زمانی ممکن است به استفاده از استراتژی‌های غیرمنطقی روی بیاورید. فراموش نکنید که با چنین عملکردی میزان ریسک سرمایه‌گذاری‌تان نیز بیشتر می‌شود.

ریسک همیشه در بازار بورس وجود دارد

اگر احساس می‌کنید که موضوع ریسک در بازار بورس بسیار گسترده بوده و درک آن سخت است، نگران نشوید. چیزهای زیادی در این مسیر باید بیاموزید. معامله در بازار بورس ممکن است گاهی به‌حدی سخت باشد که شما را ناامید کند.

اما امید خود را از دست ندهید و به یاد گرفتن ادامه دهید. یادگیری مهارت‌های ارائه شده در دوره‌های آموزشی نظیر دوره جامع کاربردی تحلیل تکنیکال، دوره تحلیل بنیادی، دوره فیلترنویسی و دوره تابلوخوانی دیگر دوره‌های دانشکده‌ی بورس می‌تواند به شما کمک کند. در ابتدا سعی کنید در معاملات کم‌ریسک‌تر مهارت خود را بسنجید. سپس به‌تدریج دامنه‌ی سرمایه‌گذاری خود را گسترش دهید.

چند حرف یونانی مهم برای مدیریت ریسک اختیار معامله ها ( ۲)

در یادداشت آموزشی قبل به اهمیت چهار حرف یونانی مهم و وظایف آنها اشاره شد، در این قسمت نیز به شرح مختصر هر یک از آن حروف پرداخته می‌شود.

*دکتر احمد یزدان پناه

به گزارش«پایگاه خبری بورس کالای ایران»، همانطور که در یادداشت قبل نیز اشاره شد، یک قرارداد اختیار معامله هر چه از وضعیت و شرایط (ITM) In-The-Money دورتر ‌شود، در مورد اختیار خریدها دلتای آن به ۱۰۰ و در مورد اختیار فروش‌ها (put option) به ۱۰۰- نزدیک‌تر می‌شود. این بدان معنی است که در این دو حد، یک رابطه یک به یک، بین تغییرات قیمت قرارداد اختیار معامله و تغییرات قیمت دارایی یا کالای پایه برقرار است. در واقع وقتی مقادیر دلتا ۱۰۰- و ۱۰۰ است اختیار معامله، رفتاری مشابه و مثل تغییرات قیمت دارایی پایه یا مورد نظر قرارداد دارد. این امر گویای آن است که قرارداد مزبور "ارزش زمانی" کم یا صفر دارد و بیشتر ارزش آن قرارداد اختیار معامله به صورت "ارزش ذاتی" است. ما دوباره به مفهوم "ارزش زمانی" وقتی از حروف یونانی تتا (Theta) بحث می‌کنیم، باز خواهیم گشت .

در مورد دلتا، همیشه ۳ مورد زیر را به خاطر داشته باشید:

۱- گرایش دلتا با نزدیک شدن به تاریخ انقضای قرارداد اختیار معامله برای شرایط نزدیک و یا (ATM) At-The-Money افزایش پیدا می‌کند .

۲- دلتا ثابت ریسک در معامله به چه معناست؟ نیست، نسبت به گاما، یعنی دومین معیار سنجش و اندازه گیری ریسک که نرخ تغییرات دلتا را نسبت به تغییر معینی (given) در دارایی پایه را نشان می‌دهد .

۳- با تغییر معینی در نوسانات ضمنی (IV) دلتا نیز، تغییر می‌کند .

گاما (Gamma)

گاما، که بدان "مشتق اول دلتا" نیز می‌گویند، نرخ تغییرات دلتا را اندازه می‌گیرد. در جدول زیر نشان داده شده است که وقتی قیمت دارای یا کالای قرارداد اختیار معامله به اندازه یک واحد تغییر می‌کند، دلتای آن چقدر تغییر می‌نماید. این مثال این مفهوم را ساده سازی می کند که بطور کلی، وقتی اختیار معامله‌های خرید در شرایط (DOTM) Deep-Out-of-The-Money هستند، آن قراردادها دلتای کوچکی دارند. این بخاطر آن است که در آن شرایط تغییرات قیمت دارایی پایه یا اوراق بهادار پایه (سهام پایه) یا کالاهای پایه فقط تغییرات کوچکی در قیمت قرارداد اختیار معامله ایجاد می‌نمایند. با نزدیک‌تر شدن اختیار خرید به شرایط سوددهی (to the money) ، ادامه افزایش قیمت دارایی پایه، موجب بزرگتر شدن دلتا می‌گردد .

اندازه گیری عملی ریسک فروش اختیار خرید S&P۵۰۰۹۳۰ برای دسامبر (با قیمت اعمال ۹۳۰)

۷۵۰- ۶۰۰- ۳۲۵- ۲۰۰- ۷۵- ۵۰ ۱۷۵ ۳۰۰ ۴۲۵ سود یا زیان

( P/L)

۴۹/۵۵- ۷۰/۵۴- ۱۳/۵۳- ۳۴/۵۲- ۵۵/۵۱- ۷۶/۵۰- ۹۶/۴۹- ۱۶/۴۹- ۳۶/۴۸- دلتا

۷۸/۰- ۷۸/۰- ۷۹/۰- ۷۹/۰- ۷۹/۰- ۸/۰- - ۸/۰- ۸/۰- گاما

۴۸/۴۵ ۴۸/۴۵ ۴۴/۴۵ ۴۰/۴۵ ۳۵/۴۵ ۲۸/۴۵ ۲۰/۴۵ ۱۱/۴۵ ۰۱/۴۵ تتا

۹۱/۹۶- ۹۶/۹۶- ۹۸/۹۶- ۹۴/۹۶- ۸۷/۹۶- ۷۸/۹۶- ۶۵/۹۶- ۴۹/۹۶- ۳۰/۹۶- وگا

در جدول بالا، وقتی ارقام و اعداد را از سمت چپ به سمت راست می‌خوانیم دلتا افزایش می‌یابد و این مقادیر گاما را برای سطوح مختلف دارایی پایه نشان می‌دهد. ستون سود و زیان ( P/L) برای ۲۰۰- مبین شرایط (ATM) At-The-Money در قیمت توافقی یا اعمال ۹۳۰ است و هر ستون مبین تغییر یک واحدی در قیمت دارایی یا کالا یا اوراق بهادار پایه است. همانطور که می‌بینید، در شرایط (ATM) گاما ۷۹/۰- است، که بدان معنی است که به ازای هر یک واحد تغییر در قیمت پایه، دلتا به طور دقیق به اندازه ۷۹/۰ افزایش می‌یابد. (برای ارقام دلتا و گاما ارقام اعشاری در عدد ۱۰۰ ضرب شده‌اند تا به صورت عدد صحیح درآیند .)

اگر شما به طرف راست جدول حرکت کنید و به ستون بعدی برسید (که مبین افزایشی یک واحدی در قیمت اعمال یعنی از ۹۳۰ به ۹۳۱ است) خواهید دید که دلتا به ۱۳/۵۳- می‌رسد (افزایشی معادل ۷۹/۰ از ۳۴/۵۲-)، همانطور که می‌بینید، این قرارداد فروش اختیار خرید (Call) وقتی در شرایط سود یا زیان (into-the-money) قرار می‌گیرد، دلتا افزایش می‌یابد و علامت منفی آن بدان معنی است که درموقعیت زیان قرار دارد، چرا که با موقعیت فروش مواجه هستیم

(short position) ، به عبارت دیگر موقعیت و وضعیت دلتا منفی است. بنابراین، با یک دلتای منفی ۳۴/۵۱- ، به ازای افزایش یک واحد دیگر در دارایی پایه با اندازه ۵۱/۰ واحد (عدد گرد شده است) در قیمت قرار (Premium) زیان خواهیم داشت .

چند نکته دیگر درباره گاما که باید بخاطر سپرد:

۱- گاما کوچکترین مقدار خود را در شرایط Deep-out-of-the-money و deep(ITM) دارد .

۲- گاما بیشترین مقدار را در شرایطی دارد که قرارداد اختیار معامله در Near The money باشد .

۳- برای موقعیت‌های خرید (Long) گاما مثبت و برای موقعیت فروش (short) منفی است (همانطور که در جدول بالا برای فروش اختیار خرید می‌بیند ).

تتا (Theta)

تتا، زیاد توسط معامله گران بکار گرفته نمی‌شود، هرچند از بعد مفهومی اهمیت خاصی دارد. تتا نرخ کاهش بها و قیمت قرارداد اختیار معامله (Premium) را که در اثر گذشت زمان بوجود می‌آید را اندازه می‌گیرد. به عبارت دیگر، قیمت یک قرارداد اختیار معامله که "ارزش ذاتی" ندارد با نرخ فزاینده ای ، وقتی به تاریخ انقضای آن قرارداد نزدیک می‌شویم، کاهش می‌یابد. جدول زیر مقادیر تتا را برای فواصل زمانی (intervals) گوناگون برای یک قرارداد اختیار دسامبر برای s&p۵۰۰ را در شرایط ATM نشان می‌دهد. قیمت توافقی یا اعمال ۹۳۰ است. همانطور که می‌بینید، هر چه به تاریخ و زمان انقضای قرارداد نزدیک می‌شویم (تاریخ انقضا T+۲۵ است) مقدار تتا افزایش می‌یابد. در T+۱۹ ، که ۶ روز به تاریخ انقضا مانده است، تتا به ۳/۹۳ می‌رسد، که در این مثال به ما می‌گوید آن قرارداد اختیار معامله هر روز ۳۰/۹۳ دلار ، نسبت به زمان T+۰ که آن رقم ۴۰/۴۵ دلار است هر روز بود ضرر می دهد. یعنی برای روزی که به فرض آن موقعیت باز شده است .

مقادیر تتا برای فروش اختیار خرید دسامبر S&p۵۰۰ با (قیمت اعمال ۹۳۰)

۳/۹۳ ۲/۶۵ ۸۵/۵۱ ۴/۴۵ تتا (Theta)

چند نکته دیگر درباره تتا که باید هنگام معامله مدنظر قرار گیرد:

۱- اگر اختیار معامله نوسانات ضمنی (IV) زیادی داشته باشد، وقتی آن قرارداد در شرایط OTM است مقدار تتا، بسیار زیاد خواهد بود .

۲- نوعاً برای قراردادهای اختیار معامله که در شرایط (ATM) at-the-money هستند تتا بیشترین مقدار را دارد .

۳- تتا بشدت و سرعت در آخرین هفته‌های معاملاتی افزایش پیدا می‌کند و موقعیت خرید دارنده قرارداد را به شدت تضعیف می‌نماید، به خصوص اگر بطور همزمان نوسانات ضمنی (IV) روند کاهشی داشته باشد .

وگا (Vega)

وگا، چهارمین و آخرین حرف یونانی مهم برای اندازه گیری ریسک معاملات قراردادهای اختیار معامله است، که ریسک تغییرات نوسانات ضمنی (IV) به صورت کمی اندازه می‌گیرد. وگا بطور تقریب به ما می‌گوید که در اثر یک افزایش یا کاهش معین در سطح نوسانات ضمنی، قیمت آن قرارداد اختیار معامله چه مقدار افزایش یا کاهش خواهد یافت. فروشندگان اختیار معامله از کاهش نوسانات ضمنی نفع می‌برند و عکس آن برای خریداران آن قراردادها صادق است. همانطور که از جدول ها قبل جدول اخیر می‌توان دید، در فروش اختیار خریدها وگا منفی است که گویای آن است، تنها موقعیت سودده وقتی است که نوسانات ضمنی کاهشی باشند (از این رو بخاطر این رابطه معکوس، مقادیر وگا با علامت منفی ظاهر شده‌اند ).

مقدار وگا در این موقعیت چقدر سود عاید معامله گر می‌نماید. با بکارگیری وگا در شرایط

(ATM) at-the-money ، که ۹۴/۹۶- است، ما در می‌یابیم که به ازای کاهش هر یک واحد درصد در نوسانات ضمنی، یک موقعیت فروش اختیار خرید ۹۴/۹۶ دلار سود عاید می‌نماید . برعکس، هر ۱% افزایش در نوسانات ضمنی موقعیت را با زیانی معادل ۹۴/۹۶ دلار مواجه می‌سازد .

چند نکته دیگر که در مورد وگا باید به خاطر سپرد:

۱- وگا می‌تواند بدون آنکه قیمت دارایی پایه یا موردنظر قرارداد، تغییر کند، افزایش یا کاهش یابد، چرا که نوسانات ضمنی (IV) سطح نوسانات انتظاری را نشان می دهند .

۲- وگا می‌تواند با نوسان سریع دارایی پایه افزایش پیدا کند، بخصوص اگر بازار سهام با کاهش بزرگی روبرو شود و یا قیمت کالاها بطور ناگهانی بشدت و به سرعت بالا روند مثل قیمت قهوه بعد از گزارش سرما و یخبندان در برزیل .

۳- وگا وقتی اختیار معامله به تاریخ انقضای خود نزدیک می‌شود، کاهش پیدا می‌کند .

جمع بندی : در این دو یادداشت در سطحی متوسط (نه پیشرفته همراه با ریاضیات خاص خود) به قیمت یک قرارداد اختیار معامله و عوامل موثر بر آن اشاره شد، علاوه بر آن به چگونگی اندازه‌گیری آثار آن متغیرها بر قیمت اختیار معامله ها نیز به طور مختصر پرداخته شد.

ریسک در معامله به چه معناست؟

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / سرمایه گذاری و بورس / آموزش مدیریت ریسک در بازار بورس با توصیه های کاربردی

آموزش مدیریت ریسک در بازار بورس با توصیه های کاربردی

آموزش مدیریت ریسک در بازار بورس با توصیه های کاربردی

ریسک، نوعی عدم اطمینان در رسیدن به نتایج دلخواه است. یعنی احتمال اینکه ما به هدفمان نرسیم یا حتی بدترین نتیجه ممکن را بگیریم. ریسک در هر پدیده ای می تواند رخ دهد در این مقاله قصد داریم بگوییم منظور از ریسک در بورس چیست، انواع ریسک در بورس را معرفی کنیم و بگوییم مدیریت ریسک در بورس به چه معناست و سپس مدیریت ریسک و سرمایه در بورس را با ذکر نکته های طلایی به شما آموزش دهیم. با ما همراه باشید.

منظور از ریسک در بازارهای مالی و بورس چیست؟

قبل از اینکه درباره مدیریت ریسک در بورس صحبت کنیم به طور کلی اشاره ای به ریسک موجود در بازارهای مالی خواهیم کرد. در تعریف ریسک باید به سه نکته توجه کرد یعنی هر جایی که این ۳ مورد وجود داشته باشد احتمال ریسک بیشتر می شود:

۱- عدم شناخت

هر جایی که عدم آگاهی و عدم شناخت راجب یک پدیده وجود داشته باشد احتمال ریسک وجود دارد. در مبحث ریسک در بورس، این پدیده یک پدیده مالی است.

۲- توجه به هدف

هر جایی که در حال فاصله گرفتن از هدف خود باشید ریسک افزایش می یابد. در ورود به بازار های مالی و بورس به هدف خود توجه کنید. هر جایی که احساس کردید در حال فاصله گرفتن از اهداف خود هستید اقدام مناسب را انجام دهید.

۳- انحراف از طرح اصلی

روش های مختلفی برای اندازه گیری ریسک وجود دارد. در بررسی ریسک باید دقت کنیم که این ریسک چه عواقب و خطراتی برای ما به همراه دارد. علل وقوع ریسک نیز اهمیت زیادی دارد.

بزرگترین ریسکی که در بازارهای مالی ما را تهدید می کند بحث از دست دادن اصل سرمایه یا بخشی از سرمایه می باشد. ریسک بعدی از دست دادن همه یا بخشی از سود می باشد که عواقب کمتری نسبت به مورد قبلی دارد.

در مدیریت ریسک در بازار بورس تمرکز اصلی باید بر روی حفظ اصل سرمایه باشد.

منظور از مدیریت ریسک در بورس چیست؟

مدیریت ریسک به فرایند شناسایی، تحلیل و پاسخ به عوامل خطرساز گفته می‌شود که در طول عمر یک پروژه ممکن است رخ بدهند. اگر مدیریت ریسک به‌درستی انجام شود می‌تواند با کنترل وقایع آینده، از خطرات احتمالی پیش‌گیری کند.
مدیریت ریسک شاخه جدیدی از علم مدیریت است. امروزه ریسک و انواع گرایشهای مرتب با آن مانند مطالعات ریسک، ارزیابی ریسک، تحلیل ریسک در گستره متنوع موضوعاتی نظیر امور مالی و اعتباری و سرمایه گذاری، تجارت، بیمه، ایمنی، بهداشت و درمان، پروژه های صنعتی و عمرانی و حتی مسائل سیاسی و اجتماعی و نظامی جایگاه خود را پیدا کرده است. بر این اساس سال ۲۰۰۷ را سال گرایش تجارت به سمت مدیریت ریسک دانسته اند.
ما در زندگی شخصی خود نیز در حال مدیریت ریسک هستیم، در هنگام انجام کارهای ساده مانند رانندگی، و یا امور مهم تر مانند برنامه های پزشکی یا بستن قرار داد های بیمه ای، تلاش در مدیریت ریسک داریم.
به طور کلی مدیریت ریسک به معنای تونایی ارزیابی موقعیت و انجام واکنش ها مناسب در برابر مشکلات است.‏
ما در زندگی شخصی خود به طور ناخودآگاه در حال مدیریت ریسک هستیم ولی زمانی که صحبت از مدیریت ریسک در اقتصاد و بازار های مالی می شود تشخیص ریسک ها نیاز به علم و آگاهی بیشتری دارد.

راهکارهایی برای مدیریت ریسک در بورس

به طور کلی مدیریت ریسک شامل پنج مرحله است: تعیین اهداف، شناسایی ریسک ها، ارزیابی ‏ریسک ها، تعریف راه حل در برابر ریسک ها و نظارت. البته بسته به زمینه کاری این مراحل میتواند ‏متفاوت باشد.‏ در ادامه به صورت تخصصی تر درباره مدیریت ریسک در بورس خواهیم گفت:

۱.تعیین اهداف و مفاد و برنامه ریزی

در مرحله ی اول باید تعیین کرد که اهداف اصلی چه هستند، در این مرحله باید سطح و نوع مدیریت ریسک، متناسب با ریسک پروژه و اهمیت پروژه تعیین شود. به طور کلی شرکت یا فرد باید تعیین کنند که برای رسیدن به هدف خود چقدر می توانند ریسک کنند. البته این امر مستلزم ارزیابی کامل محیط اطراف و جو داخلی یا محیط فرهنگی سازمان است.

۲. شناسایی ریسک ها

مرحله بعدی شناسایی و تعریف ریسک احتمالی است، با شناسایی ریسک رخدادهایی که ممکن است بر روند کار اثرات منفی بگذارند مشخص می شوند. در واقع در این مرحله افراد تیم دور یکدیگر جمع شده، ریسک های احتمالی را شناسایی می کنند و آنها را در لیست ریسک های پروژه ثبت می کنند.

۳.ارزیابی ریسک ها

بعد از مرحله ی شناسایی ریسک ها، ارزیابی ریسک ها مطرح است، در این مرحله ریسک ها بر اساس اهمیتی که دارند رتبه بندی می شوند. با مدیریت صحیح و شناسایی ریسک، هزینه‌های احتمالی ناشی از آنها در طول اجرای پروژه مدیریت خواهند شد.

۴. اداره کردن

مرحله چهارم تعیین راه حل برای ریسک ها بر اساس رتبه بندی و اهمیت آنها می باشد، در این مرحله راه حل مناسب در صورت وقوع رخداد نامطلوب را می توان شناسایی کرد. ۴ روش برای اداره کردن ریسک ها وجود دارد که می تواند برای مدیریت ریسک در بورس نیز بکار گرفته شود:

کاهش: به معنای ایجاد طرح هایی عملیاتی برای کاهش احتمال ریسک و پیامدهای آن است.

اجتناب: به معنای ایجاد تغییر در چیزی برای اجتناب کامل از ریسک می باشد.

واگذاری: به معنای انتقال و واگذاری ریسک به گروه دیگر می باشد برای مثال خرید بیمه.

پذیرش: این روش بدون ایجاد طرح های کاهشی، احتمال وجود ریسک را می پذیرد.

۵. نظارت و گزارش دهی

مرحله پنجم نظارت و گزارش دهی است، با نظارت می توان از کارکرد های موثر برنامه های مربوط به اداره کردن اطمینان حاصل نمود. این مرحله اغلب نیاز به جمع آوری و تجزیه و تحلیل دائمی داده ها دارد.‏

۵ مرحله بالا مراحل کلی برای مدیریت ریسک است که از آن می توانید برای انجام همه کارهای هم خود استفاده کنید. در ادامه راهکارهای تخصصی تری به منظور مدیریت ریسک در بورس اوراق بهادار به شما معرفی می کنیم:

۶. پیش بینی قیمت دلار

۷. قیمت نفت و سایر کامودیتی ها را دنبال کنید.

۸. ریسک های سیستماتیک و غیر سیستماتیک بازار را روی کاغذ بنویسید و بررسی کنید.

۹. تعداد سهام موجود در سبد خود را محدود کنید و همچنین به ضریب همبستگی اجزای سبد و ضریب بتای سهامتان توجه کنید.

۱۰. استراتژی معاملاتی داشته باشید

استراتژی معاملاتی شما باید این ویژگی ها را داشته باشد: نقطه ورود مناسب را پیدا کند. حد سود و حد ضرر مناسبی برای شما تعیین کند. نسبت دفعات برنده به بازنده شدن استراتژی قابل قبول باشد. در صورت برنده شدن سود خوبی بگیرید و در صورت بازنده شدن ضرر شما را محدود کند.

۱۱. بر اخبار و شایعات مسلط باشید.

۱۲. روی مرز بین طمع و ترس حرکت کنید.

۱۳. حجم معاملات خود را مدیریت کنید. از خرید سهم با حجم معاملات پایین خودداری کنید.

دقت کنید که در معامله نباید بیش از دو درصد از سرمایه خود را در معرض خطر قرار دهید به این معنی که اگر قرار شد با ضرر خارج شوید نهایتا ۲ درصد از سرمایه خود را از دست بدهید. برای سرمایه گذاری خود حد ضرر تعیین کنید.

۱۴. با آموزش و آگاهی وارد بازار بورس و سرمایه شوید تا ریسک معاملات را کاهش دهید.

۱۵. از تک سهم شدن در بورس بپرهیزید.

۱۶. از کانال های غیر رسمی بورسی سیگنال خرید و فروش نگیرید.

۱۷. قبل از خرید سهام وارد سایت کدال شوید و صورت های مالی شرکت را مطالعه کنید و از سودآوری شرکت مطمئن شوید.

۱۸. خرید سهام بیمه شده یکی از راه هایی است که می تواند به کاهش ریسک سرمایه گذاری شما کمک کند. برخی شرکت ها با انتشار اوراق اختیار فروش تبعی سهام خود را بیمه می کنند. برای دریافت اطلاعات بیشتر با بیمه کردن سهم با انتشار اوراق اختیار فروش تبعی کلیک کنید.

ریسک های مالی، انواع آن و نحوه مدیریت آن ها

در بالا به راهکارهایی برای مدیریت ریسک در بازار بورس اشاره کردیم. مدیریت ریسک مالی به فرآیند پیشرفت تدریجی و دائمی ارزش مالی قابل قبول در هر سازمان اشاره دارد، دلایل مختلفی برای عدم موفقیت یک استراتژی یا معامله وجود دارد. مثلا یک تریدر ممکن است سرمایه خود را به دلیل حرکت منفی بازار یا فروش به دلیل احساس ترس از دست بدهند.

مدیریت ریسک

هرگونه فعالیتی که منجر به از بین رفتن سرمایه شود را می‎توان نوعی ریسک مالی دانست. برای آشنایی و آموزش مدیریت ریسک در بورس باید با انواع ریسک هایی که بورث را تهدید می کنند آشنا باشیم. طور کلی ریسک ها را می ‎توان به سه نوع ریسک تجاری ، ریسک غیر تجاری و ریسک مالی طبقه بندی کرد.

۱.ریسک تجاری:

این نوع ریسک توسط خود شرکت های تجاری به منظور به حداکثر رساندن ارزش سهام وسود انجام می ‎شود. به عنوان مثال شرکت ها به منظور بازار یابی کالاهای جدید خود برای فروش بیشتر ریسک های پر هزینه ای را متحمل می شوند.

۲. ریسک غیر تجاری:

این نوع ریسک ها تحت کنترل شرکت ها نیست. خطرات ناشی از عدم تعادل اقتصادی و سیاسی را می توان ریسک های غیرتجاری نامید. در بحث مدیریت ریسک در بورس باید توجه ویژه ای به ریسک های غیرتجاری داشت.

۳. ریسک مالی:

ریسک مالی باعث ضرر و خسارت های مالی برای شرکت ها می شود، بر این اساس ریسک مالی را می ‎توان به انواع مختلفی از قبیل ریسک در بازار، ریسک اعتباری ، نقدینگی، ریسک عملیاتی، ریسک قانونی ، ریسک سوداگرانه و ریسک ارزی تقسیم کرد.

انواع ریسک های مالی :

انواع ریسک های مالی

این نوع ریسک ناشی از تغییر در قیمت ابزارهای مالی است. ریسک بازار را می توان به دو گروه جهت دار و غیرمستقیم تقسیم بندی کرد. ریسک مستقیم ناشی از تغییر قیمت سهام، نرخ بهره و… است. جهت گیری ریسک به دلیل جابه جایی در قیمت سهام، نرخ بهره و … ایجاد می ‎شود و از طرف دیگر ریسک غیر مستقیم می ‎تواند با خطرات ناپایداری همراه باشد.

ریسکی است که از «اتفاقی اعتباری» به وجود می آید. این نوع ریسک، زمانی اتفاق می ‎افتد که فرد نتواند به تعهدات خود در قبال همتایانش عمل کند. ریسک اعتباری به دو دسته ریسک اساسی و ریسک تسویه حساب طبقه بندی می شود.

این نوع ریسک ناشی از عدم توانایی در انجام معاملات است. ریسک نقدشوندگی را نمی توان در علوم مالی همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. ریسک نقدینگی را می ‎توان به ریسک نقدینگی دارایی و ریسک نقدینگی سرمایه گذاری تقسیم کرد. هر چقدر خرید و فروش دارایی سریع انجام شود ریسک نقدینگی کمتر خواهد بود. از سوی دیگر زمانی است که فردی خواستار سرمایه گذاری در سهام شرکت های کوچکی باشد ،باید برای خرید یا فروش آن ها چند روز یا چند هفته منتظر بماند و ممکن است قیمت کمتری برای فروش پیشنهاد دهد.

ریسک عملیاتی عموما ناشی از اشتباه های انسانی یا اتفاقات و خطای تکنیکی تعریف می شود. سرمایه گذاران میتوانند با تنوع بخشیدن به انواع سهام خود این ‏ریسک را کاهش دهند. ریسک عملیاتی را می ‎توان به ریسک کلاهبرداری و ریسک مدل طبقه بندی کرد . ریسک کلاهبرداری به دلیل عدم کنترل ایجاد می ‎شود و ریسک مدل به دلیل کاربرد نادرست مدل ایجاد می ‎شود.

ریسک قانونی زمانی مطرح می شود که یک معامله از نظر قانونی انجام پذیر نباشد. در واقع این نوع ریسک مالی ناشی از محدودیت های قانونی مانند دادخواست ها است. این ریسک با ریسک اعتباری ارتباط دارد ، چرا که طرفین معامله اگر در معامله دچار ضرر و زیان گردند به دنبال بستری قانونی برای زیر سوال بردن اعتبار معامله می باشند. ریسک قانونی به صورت شکایت سهام داران علیه شرکتی که ضررده باشد، می تواند ظاهر گردد.

فواید مدیریت ریسک در بورس

مدیریت ریسک کار بسیار مهمی است، اگر به موقع طی شروع یک پروژه آغاز شود می تواند سودمند بوده و ابزار قدرتمندی برای شناسایی زود هنگام ضعف ها باشد. به بیان کلی مدیریت ریسک ، مشخص می کند که چگونه با ریسک ها روبرو شویم. مدیریت ریسک می‌خواهد به ما بگوید قرار نیست از کارهای پرخطر فرار کنیم، قرار است با احتیاط در مسیر حرکت کنیم و جوری پیش برویم که کمترین ریسک را داشته باشیم. مدیریت ریسک یک تمرین نیست که تنها در ابتدای پروژه‌ها به آن بپردازید، بلکه یک کار مداوم است که باید برای آن توجه و زمان صرف کنید.

مدیریت ریسک به خصوص در بازارهایی که کمتر قابل پیش بینی هستند مانند بورس اهمیت بیشتریس پیدا می کند. همه افراد حاضر در بازار سرمایه باید آموزش مدیریت ریسک و سرمایه در بورس ببینند تا بتوانند در شرایط بحرانی سرمایه خود را نجات دهند و با رفتار شتابزده باعث ضرر بیشتر در بورس نشوند.

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ریسک در معامله به چه معناست؟ ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.

سه روش برای مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو

معامله رمزارزها اگر به درستی انجام شود، می‌تواند تجارتی پرسود باشد. در عین حال، اگر روش انجام معامله درست نباشد، می‌تواند ضررهای غیر قابل تصوری را به معامله‌گر تحمیل کند. ضررهایی که گاهی جبران آن‌ها محال است. لذا، عادات معاملاتی خوبی وجود دارند که هر معامله‌گری باید با قلب و ذهن خود آن‌ها را تمرین کرده و آن‌ها را به سنت معاملاتی خود بدل کند.

یکی از این عادت‌ها، داشتن برنامه مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو است. سرمایه‌های رمزارزی یا کریپتو درست مانند سایر انواع سرمایه، بسیار ارزشمند هستند و باید با به کارگیری یک استراتژی مدیریت سرمایه مؤثر، از آن‌‌ها محافظت نمود.

مدیریت سرمایه در معاملات رمزارز به چه معناست؟

مدیریت سرمایه، عبارت از یک استراتژی مالیست که نحوه سرمایه‌گذاری روی دارایی‌های رمزارزی مختلف را مشخص می‌کند. معامله‌گری، قمار نیست. در قمار به بازنده‌ها توصیه می‌شود برای بازپس گیری چیزهای ازدست رفته، باز هم بیشتر هزینه کنند؛ ولی در معاملات کریپتوکارنسی، عکس اين توصیه ارائه می‌شود.

مدیریت سرمایه، زمان ورود معامله‌گر به معامله، مقدار حجم خرید و نقطه خروج او از معامله را مشخص می‌کند. بعد از آن معامله‌گر می‌تواند از زمان استراحت خود پس از یک معامله سودآور لذت ببرد. با مدیریت سرمایه می‌توانید در میان فشار و تلاطم‌ بازارهای مالی، به نرمی پیش بروید.

در یک کلام، مدیریت سرمایه به شما صبر و بردباری می‌آموزد.

در نهایت، مدیریت سرمایه، میزان ریسکی که باید برای انجام یک معامله به خصوص پذیرفته شود و میزان ضرر مربوطه را مشخص می‌کند. در ادامه، می‌خواهیم یک روش سه مرحله‌ای را برای مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو ارائه دهیم.

معامله در همه جا

دانش و فناوری بامداد ارائه می‌دهد: بوتکمپ معامله‌گری در بازار رمزارزها

1- تعیین میزان ریسک‌پذیری

ریسک‌پذیری، میزان سرمایه‌ایست که آمادگی دارید آن را از دست بدهید ولی معاملات آینده شما تحت تأثیر آن قرار نگیرد. به عنوان یک معامله‌گر، لازم است فقط آن بخش از پول خود را در معرض خطر قرار دهید که آمادگی از دست دادن آن را دارید. اگر پول زیادی را در معرض خطر قرار دهید، یک معامله اشتباه می‌تواند ضرری غیر قابل جبران را به سرمایه شما وارد کند.

در حوزه علم اقتصاد، ریسک‌پذیری به این صورت توصیف می‌شود: میزان تغییر پذیری در بازده یک سرمایه‌گذاری که سرمایه‌گذار، آمادگی تحمل آن را دارد.

عوامل مختلفی بر ریسک‌پذیری تأثیرگذار هستند.

هنگام تعیین ریسک‌پذیری خود باید به این عوامل توجه کنید:

  • افق زمانی: سرمایه‌گذاری می‌تواند کوتاه‌مدت یا بلندمدت باشد. به یاد داشته باشید که سرمایه‌گذاری کوتاه مدت در مقایسه با سرمایه‌گذاری بلندمدت، قابلیت تحمل ریسک بیشتری دارد.
  • ظرفیت درآمدهای آتی: این عامل، نحوه تأثیرگذاری معامله روی ظرفیت‌های مالی آینده شما را مشخص می‌کند.
  • حضور سایر دارایی‌های حمایتی. این عامل، مواردی چون املاک، حقوق بازنشستگی، ارث و تأمین اجتماعی را شامل می‌شود. هرچه دارایی‌های حمایتی شما بیشتر باشد، سطح ریسک‌پذیری شما نیز بالاتر می‌رود.

ریسک‌پذیری را می‌توان بر اساس سطوح مختلف ریسک، طبقه‌بندی نمود. به طور کلی سه سطح ریسک‌پذیری وجود دارد.

ریسک‌پذیری تهاجمی

متخصصین و حرفه‌ای‌های معامله‌گری، تحمل ریسک تهاجمی را دارند. معامله‌گران منفرد و سازمانی که منابع و تجربه کافی برای تجزیه و تحلیل عمیق بازار را دارند می‌توانند در بازارهای تهاجمی و با ریسک بالا سرمایه‌گذاری کنند. این گروه از معامله‌گران را می‌توان در گروه معامله‌گران تهاجمی طبقه‌بندی نمود.

ریسک‌پذیری متوسط

این قبیل سرمایه‌گذارها از روش ریسک‌پذیری متعادل در برابر پاداش استفاده می‌کنند. آن‌ها در افق زمانی میان مدت، دارایی‌های رمزارزی بدون ریسک را معامله می‌کنند. این قبیل سرمایه‎گذاران برای شرکت‌هایی که سود سهام پرداخت می‌کنند، مناسبند.

ریسک‌پذیری محافظه‌کارانه

این گروه، عموماً تازه واردهای صنعت معامله‌گری هستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند روی دارایی‌های تثبیت شده سرمایه‌گذاری کنند. عموماً این گروه، سرمایه‌گذاران بازنشسته یا جوانی هستند که دارایی ریسک در معامله به چه معناست؟ حمایتی ناچیزی یا اندکی دارند.

2- به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید

این استراتژی بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار، وقتی با شرایط تهاجمی بازار مواجه می‌شوند، برنامه خود را به سطل زباله انداخته و چندین معامله را با ضرر به اتمام می‌رسانند. درد و رنجی که با معاملات اشتباه همراه است، آن‌ها را بر آن می‌دارد که با چند معامله انتقامی، در صدد بازپس‌گیری دارایی‌های از دست رفته خود برآیند و در اغلب اوقات، نتیجه این معاملات نیز، افزایش میزان ضرر است.

بنابراین، بسیار مهم است که به برنامه خود پایبند باشید. توصیه می‌کنیم استراتژی خود را روی کاغذ بنویسید و به آن پایبند بمانید. یادداشت‌هایی که روی کاغذ نوشته‌اید نباید تغییر کنند و باید به آن‌چه نوشته‌اید مانند یک آیین مذهبی پایبند باشید.

باید نقاط خروج را به وضوح در یادداشت‌های خود مشخص کنید. در مواردی که معاملات شما با ضرر همراه می‌شود، استاپ لاس (نقطه توقف ضرر) خود را برای بازپس گیری زیان متحمل شده، تغییر ندهید، مگر آن که استراتژی شما اجازه این کار را بدهد. به علاوه، باید تمام سطوحی را که می‌خواهید در آن‌ها وارد معامله شوید، مشخص کنید و حجم معامله را برای هر یک از آن‌ها تعیین نمایید.

مدیریت سرمایه برای تمام معامله‌گرها، سخت‌ترین قسمت معامله است. لحظه‌ای که همه چیز به رنگ قرمز در می‌آید، ترس به وجود شما هجوم می‌آورد و فشار ذهنی که تصور از دست رفتن سرمایه در شما ایجاد می‌کند، غیر قابل تحمل است و خیلی‌ها درنهایت، تسلیم این فشار می‌شوند. اگر در این استراتژی تبهر پیدا کنید و آن را با دو استراتژی دیگر ترکیب کنید، هیچ چیز نمی‌تواند راه موفقیت معاملات شما را سد کند.

برویم سراغ استراتژی سوم.

3- آستانه تحمل درد را مشخص کنید

بعد از این که سطوح ریسک خود را تعیین کردید و برای هر یک از معاملات خود، طرح مناسب تهیه کردید، آخرین چیز، تعیین آستانه تحمل درد شماست.

در یک روز بد بازار، سهم قابل ملاحظه‌ای از ضربات بازار نصیب شما می‌شود و این جا جاییست که آستانه تحمل درد شما مشخص می‌شود.

آستانه تحمل درد، جاییست که شما بعد از تحمل ضررهای پی در پی، معامله کردن را متوقف می‌کنید. جنگیدن با بازار، کار عاقلانه‌ای نیست و باعث می‌شود دوباره و دوباره ضرر کنید.

تمام معامله‌گرها روزهای بد را تجربه کرده‌اند و فرقی نمی‌کند شما معامله‌گری تازه کار باشید یا یک معامله‌گر سرد و گرم چشیده، زنجیره طولانی باخت‌ها و ردیف قرمز معاملات بسته شده، به هر حال روی اعصاب شما راه می‌رود.

اما این اتفاق چه طور رخ می‌دهد؟

به عنوان مثال، فرض کنید در روز اول شروع معامله، حسابی با سرمایه 10 هزار دلار در اختیار دارید. شما آستانه تحمل درد خود را به عنوان درصدی از حساب خود را درنظر گرفته و فرض می‌کنید اگر در پایان روز، آن را از دست بدهید، تحمل درد حاصله را دارید. مثلاً فرض کنید این مقدار، 10 درصد کل حسابتان است. در این صورت اگر بعد از مجموعه‌ای از معاملات بد، ده درصد از حساب خود (1000 دلار) را از دست بدهید، کامپیوتر خود را خاموش می‌کنید و تا روز کاری بعد، به سراغ سرگرمی‎های مورد علاقه خود می‌روید. حتی می‌توانید زمان استراحت خود را یک هفته درنظر بگیرید تا بتوانید استراتژی ریسک در معامله به چه معناست؟ خود را بازبینی کرده و بهترین استراتژی مناسب برای خودتان را بازسازی کنید.

هرچه ریسک‌پذیری شما کوچک‌تر باشد، احتمال رسیدن به آستانه تحمل درد شما نیز کوچک‌تر خواهد شد. ولی باید انظباط لازم را در خودتان پرورش دهید و تا روز بعد، میز کامپیوتر خود را ترک کنید. به عبارت خیلی ساده، دقیقاً بدانید که چه وقت زمان استراحت شما فرارسیده.

چکیده مطالب

تهیه یک استراتژی مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو کار بسیار ساده و آسانیست. .با این وجود، سخت‌ترین بخش کار، مقید ساختن خودتان به اجرای مداوم آن استراتژیست. اگر می‌خواهید شما هم وارد استخر معامله‌گران موفق شوید، هرگز نباید از صف خارج شوید.

اگر می‌خواهید از اتفاقات روز بازار کریپتو و رمزارزها مطلع شوید، در اینستاگرام و تلگرام با ما همراه شوید.

نظرات و تجربیات خود را زیر همین پست با خوانندگان بامداد به اشتراک بگذارید و اگر سؤالی دارید، خوشحال می‌شویم که زیر همین پست، پاسخگوی شما باشیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.