نداشتن برنامه ریزی در ترید


بهترین روش، کاهش حجم معامله، ایجاد سبد خرید و رعایت اصول مدیریت ریسک براي جلوگیری از افت زیاد سرمایه است.

تحلیل جامع اصطلاح ترید ارز دیجیتال

اصطلاح ترید در بازار «ارزهای دیجیتال» یا کریپتوکارنسی‌ها ، به معامله‌ی رمزارزها با ارزهای فیات (نظیر دلار و یورو و. ) یا با دیگر رمزارزها گفته می‌شود و به کسی که به معامله می‌پردازد، «تریدر» یا معامله‌گر می‌گویند.

به گزارش کافه طلا، اگر بخواهید بدانید که ترید ارز دیجیتال چیست در واقع معاملات رمزارزها که شامل خریداری کردن و یا به فروش رساندن اینگونه ارزها می باشد، ترید نام گرفته است. مبادله رمزارز به معامله گران امکان می دهد تا سپرده های ارزهای دیجیتال خود را با دارایی های مختلف مانند پول سنتی فیات یا سایر ارزهای دیجیتال مبادله کنند. معاملاتی که روی بیت کوین و سایر آلتکوین­ها و به منظور به دست آوردن سود فراهم می گردد، هدف از ترید ارز دیجیتال را مشخص می کند.

برای فعالیت در بازار ارزهای دیجیتال و موفقیت در آن، باید تحلیلی جامع از آنها براساس آشنایی با اصطلاحات اولیه، راه‌ و روش‌های خرید و فروش و نکات ضروری مورد نیاز برای کسب سود را داشته باشید. در این مقاله ابتدا ترید ارز دیجیتال را تعریف کرده و مزایا و معایب آن را بررسی می‌کنیم. سپس با روش‌های معامله و انواع ترید آشنا می‌شویم.

ترید Trade یا معامله ارز دیجیتال چیست؟

«ترید» (Trade) در لغت به معنای معامله‌ی دو چیز است. یعنی چیزی را بدهیم و در ازای آن چیز دیگری دریافت کنیم. همان کاری که یک تاجر انجام می‌دهد، منتها در دنیای بازارهای مالی و مخصوصاً ارزهای دیجیتال، این مفهوم شاخ و برگ خیلی زیادی پیدا کرده ‌است.

در بازار «ارزهای دیجیتال» یا کریپتوکارنسی‌ها (Cryptocurrency)، به معامله‌ی رمزارزها با ارزهای فیات (نظیر دلار و یورو و. ) یا با دیگر رمزارزها ترید گفته می‌شود و به کسی که به معامله می‌پردازد، «تریدر» (Trader) یا معامله‌گر می‌گویند. تریدر براساس دانشی که دارد، تلاش می‌کند، یک دارایی را به قیمتی مشخص معامله کند و در آینده از تغییرات قیمت به سود برسد. تریدرها در تمام بازارها وجود دارند و از پلتفرم‌های مختلفی برای انجام معاملات خود استفاده می‌کنند. باید دقت کنید که معامله‌گر برای کسب سود باید اطلاعات بسیار زیادی در این زمینه داشته باشد تا بداند بهترین زمان برای خرید یا فروش چیست. این کار نیازمند مطالعه‌ی قیمت بازار در گذشته، بررسی روند بازارهای تأثیرگذار و پیشبینی قیمتها در آینده است.

همین ابتدای کار باید به این نکته توجه کنیم که ترید کردن با سرمایه‌گذاری تفاوت دارد. درست است که در هر دو فعالیت، ما یک یا چند ارز دیجیتال خریداری می‌کنیم یا آن‌ها را می‌فروشیم ولی در ترید فاصله‌ی این خرید و فروش کوتاه‌تر است. به عبارت دیگر کسی که ترید می‌کند، به دنبال سودهای کوتاه‌مدت در زمان کم است اما شخص سرمایه‌گذار با هدف فروش آن بعد از مدت طولانی مثلاً یک سال و کسب سود طولانی‌مدت، دست به خرید ارزهای دیجیتال می‌زند.

مزایا و معایب ترید ارزهای دیجیتال

  • کارمزد پایین: رمزارزها به‌خاطر ماهیتی که دارند و بستری که از آن استفاده می‌کنند (همان بلاک چین)، نقل و انتقالات پولی را بدون واسطه انجام می‌دهند و این باعث کاهش کارمزدهای شبکه می‌شود.
  • در دسترس بودن: اگر بخواهید سهام یک شرکت خاص در یک کشور را خرید و فروش کنید،‌ ممکن است قوانین کشور شما یا آن کشور مانع از انجام چنین معامله‌ای شود و چنین محدودیت‌هایی وجود داشته باشد؛ اما چنین محدودیت‌هایی در مورد ارزهای دیجیتال وجود ندارد و همه می‌توانند بیت کوین یا اتریوم یا کاردانو بخرند.
  • امنیت: این نوع دارایی‌ها در کیف پول‌هایی روی بستر بلاک چین نگهداری می‌شوند و هک ‌شدن و نفوذ به آن‌ها کاری بسیار دشوار است.
  • سودهای قابل‌توجه در کوتاه‌مدت: فضای ارزهای دیجیتال به‌شدت نوپا، پرنوسان و رقابتی است و پروژه‌ها برای دست‌یافتن به سهم بیشتری از بازار، به‌شدت در تکاپو هستند. بعضی از آن‌ها در زمان کوتاهی سودهای چندصد درصدی دارند و طرفداران و سرمایه‌گذاران کریپتو عاشق این فرصت‌ها هستند.
  • این بازار هنوز نوپاست: خیلی‌ها معتقدند در جایی باید سرمایه‌گذاری کرد که حداقل چندین سال فعالیت کرده و قابل اعتماد نیز باشد. از طرفی این بازار به‌سرعت در حال رشد است و به نظر می‌رسد در آینده‌ی بسیار نزدیک،‌ به جمع بازارهای چند تریلیون دلاری دنیا بپیوندد.
  • وجود نوسان شدید در ارزش رمز ارزها: البته این نوسان در گذشته خیلی شدیدتر بوده و به مرور رو به کاهش است؛ اما هنوز هم ممکن است یک روز صبح از خواب بیدار شوید و ببینید دارایی شما ۱۰ برابر رشد کرده و یا به همین اندازه ارزش خود را از دست داده است.
  • نیاز به رعایت نکات امنیتی بیشتر: در معاملات ارزهای دیجیتال باید مراقب اطلاعات دسترسی به حساب خود (همان کلید خصوصی) باشید، یعنی اگر از سرویسی استفاده می‌کنید که به‌طور کامل غیرمتمرکز است، باید بدانید که گم کردن کلید خصوصی به معنی از دست رفتن تمام دارایی است؛ پس خیلی دقت کنید.
  • مستعد کلاهبرداری و فعالیت‌های غیرقانونی: به علت ماهیت گمنام بودن تراکنش‌ها و کیف پول‌ها در شبکه‌ی بسیاری از رمز ارزها،‌ امکان استفاده از این دارایی‌ها در فعالیت‌های غیرقانونی و پولشویی وجود دارد و باید مراقب تراکنش‌های حساب‌تان باشید.

اولین قدم در ترید ارز دیجیتال

در اولین قدم برای شروع ترید باید ارز دیجیتال تهیه کنید. این کار از روش‌های مختلفی امکان‌پذیر است که راحت‌ترین راه خرید از یک صرافی معتبر ارز دیجیتال است. از دیگر روش‌هایی که می‌توان ارز دیجیتال به دست آورد می‌توان به «استخراج» یا ماینینگ (Mining)، خرید از ATM (که فقط در برخی کشورها امکان‌پذیر است) و استفاده از سایت‌های فاست (Faucet) اشاره کرد.

بهترین راه همان خرید ارز دیجیتال از صرافی است. برای مثال، اگر می‌خواهید به یک تریدر بیت کوین تبدیل شوید، می‌توانید با جستجوی کلماتی مثل «خرید بیت کوین» به فهرستی از سایت‌ها و صرافی‌های ارائه‌دهنده‌ی ارزهای دیجیتال برسید. البته نباید بدون آگاهی اقدام به خرید از هر سایتی کرد زیرا حوزه‌ی ارزهای دیجیتال به گونه‌ای است که به دلیل نداشتن یک قانون ثابت، احتمال کلاه‌برداری در آن بیشتر از حالت عادی است. در ادامه به روش‌های انتخاب یک صرافی معتبر برای خرید ارز دیجیتال و شروع ترید اشاره خواهیم کرد.

انواع ترید ارز دیجیتال

  • پوزیشن تریدینگ: شباهت زیادی به سرمایه‌گذاری سنتی دارد،‌ معامله‌گر یک دارایی را می‌خرد و امیدوار است که در آینده افزایش قیمت پیدا کند. این نوع معاملات اصولاً برای هفته‌ها و ماه‌ها بعد برنامه‌ریزی می‌شوند و تریدر به دانش «تحلیل فاندامنتال» (Fundamental analysis) برای انجام آن‌ها نیاز دارد.
  • سوئینگ تریدینگ: مدت زمان معاملات کمتر از یک هفته است و معامله‌گر از طریق «تحلیل تکنیکال» (Technical analysis) و بررسی نمودارها پیش‌بینی می‌کند که قیمت در یک بازه‌ی چندروزه قرار است نوسان داشته باشد و وارد معامله می‌شود.
  • معاملات روزانه: تمام تریدها در یک روز انجام می‌شوند و هر پوزیشن چند ساعت بیشتر باز نمی‌ماند. یعنی معامله‌گر تلاشش این است که فقط از نوسانات روز جاری سود به دست آورد.
  • اسکالپینگ: در این روش،‌ نوسانات لحظه‌ای یک دارایی،‌ آن هم در تایم‌فریم‌های چند دقیقه‌ای بررسی می‌شوند و بر اساس آن‌ها پوزیشن گرفته می‌شود. طبیعی است که یک اسکالپر در یک روز تعداد زیادی معامله می‌کند و هدفش این است که در هر معامله سود کمی به دست آورد و با جمع این سودها از معاملات مختلف،‌ سود کلی روزانه‌ی خود را به دست آورد.

مناسب‌ ترین روش ترید ارز دیجیتال

شاید افرادی که در این زمینه فعالیت می‌کنند زیاد با این پرسش مواجه شوند که مناسب‌ترین روش تریدینگ چیست؟ به نظر شما اگر یک روش از باقی روش‌ها بهتر بود، چرا روش‌های دیگر هنوز وجود دارند و عده‌ی زیادی از آن‌ها استفاده می‌کنند؟ پس به‌سادگی می‌توان متوجه شد که هر روش مزایا و معایب مخصوص خود را دارد و این شما هستید که با توجه به دانش و تجربه و سلیقه‌ی شخصی‌تان باید روش‌های مختلف را بررسی و مناسب‌ترین آن‌ها را انتخاب کنید. طبیعی است افرادی که علاقه دارند روزانه، ساعت‌های متوالی جلوی سیستم بنشینند و نمودارها را بررسی کنند و کسب سود روزانه را ترجیح می‌دهند،‌ روش‌های کوتاه مدت و ترید روزانه را انتخاب می‌کنند. از طرف دیگر آن‌هایی که بیشتر مایل‌اند سرمایه‌گذاری بلندمدت داشته باشند،‌ چندین روز و گاهی چندین ماه در مورد یک پروژه و انواع تحلیل‌های جامع و فاندامنتال آن، مطالعه کرده و از پوزیشن تریدینگ استفاده می‌کنند.

تحلیل جامع و تکنیکال ترید

  • در تحلیل جامع و بنیادی هدف این است که کلیت یک پروژه را بشناسیم،‌ بدانیم با چه هدفی ایجاد شده،‌ توسط چه تیمی اداره می‌شود،‌ تا این تاریخ چه میزان بازده داشته است، شرکت‌های همکار و همچنین رقبای آن را بشناسیم، برنامه‌های آینده آن را بدانیم و این‌طور مسائل. ممکن است تحلیل بنیادی یک پروژه، روزها زمان ببرد و نیاز به مطالعه‌ی زیادی داشته باشد؛ اما خوبی آن این است که در بیشتر مواقع و مخصوصاً در دراز مدت،‌ سود مطمئن‌تری حاصل می‌شود. یعنی اگر یک پروژه به‌درستی و مطابق برنامه‌ی اعلام‌شده‌ی خود فعالیت می‌کند،‌ به احتمال زیاد در آینده به موفقیت می‌رسد و این کاملاً منطقی است.
  • در تحلیل تکنیکال داستان خیلی متفاوت است. در این تحلیل با کمک نرم‌افزارهای آماری خاصی،‌ نمودار قیمت یک دارایی را در گذشته بررسی می‌کنند. هدف تحلیل تکنیکال این است که با یافتن الگوهایی که قبلاً اتفاق افتاده‌اند، آینده بازار را تشخیص دهند. این نوع تحلیل نکات بسیار زیادی دارد و برای یادگرفتن آن، به چندین ماه و حتی چندین سال تجربه عملی نیاز است. یک تریدر در تحلیل تکنیکال ابتدا سعی می‌کند که روند اصلی (صعودی یا نزولی بودن) قیمت را مشخص کند. بعد با استفاده از ابزارهای خاصی مثل اندیکاتورها و اوسیلاتورها و توابع مختلف،‌ به دنبال الگوهای خاصی می‌گردد. در ادامه با ترکیب کردن اطلاعات به‌دست آمده از چندین ابزار مختلف، نقطه ورود را مشخص می‌کند و با رعایت نکاتی خاص (تعیین حدضرر و حد سود) وارد معامله می‌شود.

بعضی از تریدرها فقط تکنیکال کار می‌کنند و عده‌ای فقط بنیادی؛ ولی شاید بهتر باشد که این دو روش را مکمل بدانیم. یعنی همیشه الگوهای تکرارشونده در نمودار قیمت پیدا می‌شوند و اگر آن‌ها را با خبرها و فعالیت‌های کلی یک پروژه (همان تحلیل بنیادی) مطابقت دهیم، قطعاً به پیش‌بینی محتمل‌تری دست پیدا می‌کنیم.

کارمزد مِیکِر و تِیکِر چیست؟

هزینه رایج در ترید ارز دیجیتال، حق العمل سفارش گذار و سفارش بردار می باشد. در معامله توسط صرافی ها، تریدر یک سفارش گذار محسوب می شود. وقتی تریدر یک سفارش آنی را به قیمت بازار می دهد، بلافاصله انجام می شود، که تریدر در اینجا یک خریدار یا taker است که باید کارمزد ثبت سفارش را پرداخت نماید.
وقتی کاربر سفارشی را می دهد که بلافاصله با یک سفارش موجود مطابقت ندارد، آن سفارش در لیست سفارش قرار می گیرد، در اینجا تریدر یکmaker قلمداد می شود و باید کارمزد مِیکر را بپردازد.

ترید بهتر است یا سرمایه ‌گذاری؟

هم در سرمایه‌گذاری و هم در ترید، هدف ایجاد سود در بازارهای مالی است. با این حال روشی که برای رسیدن به این هدف در این دو فعالیت دنبال می‌شود از هم متفاوت است. کسی که قصد سرمایه‌گذاری در ارز دیجیتال را دارد اقدام به خرید مقدار زیادی ارز دیجیتال می‌کند و مدت طولانی (چند سال یا حتی یک دهه) کاری با آن‌ها ندارد. بعد از گذشت این‌همه مدت است که فرد سرمایه‌گذار، اقدام به فروش ارزهای دیجیتال ذخیره‌شده‌ی خود می‌کند و سودهای هنگفتی به جیب می‌زند. از پرطرفدارترین سرمایه گذاری ها در حوزه ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری در بیت کوین می باشد.

سرمایه گذاری ارز دیجیتال از آنجایی که مدت زیادی به طول می‌کشد، سود بسیار بیشتری هم نسبت به ترید دارد. با‌این‌حال، برای کسانی که به دنبال رسیدن به سودهای کوتاه‌مدت ولی کمتر هستند، ترید گزینه‌ی بهتری است. درست است که آن‌ها سود کمتری را نسبت به سرمایه‌گذاری به دست می‌آورند ولی به جای آن دست‌شان بسیار زودتر به سودی که کسب می‌کنند، می‌رسد. شما باید خودتان ببینید که کدام یک از این فعالیت‌ها با شرایط شما سازگار است. آیا شما به دنبال سود کوتاه‌مدت هستید یا بلند‌مدت؟ ویژگی‌های شخصیتی شما با کدام مورد سازگارتر است؟

روانشناسی معامله گری در بازار های مالی

روانشناسی معامله در بازار های مالی

همواره خرید و فروش در بازارهای سرمایه با مسائل گوناگون روانشناسی همراه بوده و عدم اطلاع و درک درست از این مقوله، سبب بروز مشکلات فراوانی برای فرد معامله گر (تریدر) خواهد شد.

بسیاری از افراد علی رغم استفاده از روش های صحیح تحلیل تکنیکال، کارنامه موفقی در پایان سال از خود بجای نمی گذارند و یا حتی پس از ضررهای متوالی دچار آسیب های شدید روحی و فکری می گردند. شاید بارها از بسیاری از تریدرها شنیده باشید که در زمان انجام معاملات در سود بوده اند ولی در پایان با ضرر آن معامله را به اتمام رسانده اند بدون اینکه دلیل این اتفاق را بدانند.

راه حل این مسئله در شناخت و اجرای قوانین روانشناسی معامله است. همه ی ما در زندگی روزمره ی خود با موارد بسیاری مواجه می شویم که به طور اکتسابی یاد گرفته ایم که چگونه آن ها را مدیریت کنیم، اما بدلیل نداشتن ارتباط مستقیم با پول در معاملات مالی توان مدیریت خود را از دست می دهیم و به مشکلات متعددی برخورد می کنیم. در چنین شرایطی است که برخلاف دانش تحلیلی خود، هرآنچه انجام می دهیم بازهم نمی توانیم به سود مناسبی دست پیدا کنیم. درحالی که مشاهده می کنیم در همان بازار، در همان زمان و در همان محدوده قیمت، تریدرهای دیگر سودهای بسیار خوبی نصیب خود می کنند.

شاید از خود بپرسید که چرا با وجود اینکه دانش تحلیلی بالایی دارید، نمی توانید مثل سایر تریدرها از بازار بهره ببرید؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا با مفهوم روانشناسی آشنایی داشته باشید.

روانشناسی چیست؟

اساسا روانشناسی دانشی است که به بررسی رفتار و فرآیندهای روانی می‌پردازد. هر دانشی دارای اهدافی مشخص است که دانشمند به دنبال دستیابی به آن هستند. بنابر این اهداف اساسی دانش روان‌شناسی را می توان در پیش‌بینی، توصیف، تبیین و کنترل رفتار خلاصه کرد.

بر همین اساس، زمانی که در مورد روانشناسی معامله گران صحبت می کنیم، در واقع هدف ما بررسی و آنالیز مکانیزم ها و الگوهای رفتاری آن هاست. در قدم اول، الگوهای رفتاری آن ها را توصیف می کنیم. سپس با استفاده از توصیف ارائه شده، پیش بینی می کنیم که تریدرها در زمان های خاص چه رفتاری از خود در بازار نشان می دهند؟

فقط در این صورت است که می توانید الگوهای رفتاری غلط را شناسایی کنید و در جهت رفع آن الگوهای اشتباه اقدام کنید. با توجه به گستردگی مبحث روانشناسی، نمی توان انتظار داشت که مرکز تحقیقات بلاک چین که هدف اصلی آن تحقیق، آموزش، سرمایه گذاری و کمک به جامعه تریدر است، به بررسی تخصصی و عمیق الگوهای رفتاری بپردازد. اما، ذکر این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از الگوهای رفتاری اشتباه تریدرها، از روش زندگی آن ها در کودکی تا جوانی ریشه می گیرد و تصحیح این الگو ها نیازمند رعایت اصول و داشتن انظباط شدید از سوی خود تریدر است.

اهمیت روانشناسی در معامله گری (ترید)

هنگامی که بازار را از دید تکنیکالی بررسی می کنید، راهکارهای تصحیح اشتباهات آسان به نظر می رسد، مثلا معامله ای را در نظر بگیرید که سریع از آن خارج شده اید، کافیست با بررسی عوامل تکنیکالی، دلایل خروج خود را دوباره بررسی کنید، از اندیکانور ها و اسیلاتورهای متفاوتی استفاده کنید و به مرور زمان نقطه ی خروج خود را در جای بهتری انتخاب کنید. اما شرایطی ایجاد می شود که با وجود داشتن بهترین استراتژی های معاملاتی بازهم معاملات شما سودآور نیست. راه حل این مشکل در درون خودتان قرار دارد، شما با دشمنی زیرک مواجه هستید، این دشمن همان روان شماست.

به همین علت است که برطرف کردن مشکلات فکری کار چندان ساده ای نیست. چرا که مشکل اصلی در غالب تعصب ها و موارد پیش پا افتاده پنهان گشته است. البته این پنهان شدن جزئی از سیستم دفاع روانی افراد در برابر آسیب پذیری به حساب می آید، با این حال در زمان های خاص آسیب فراوانی به افراد وارد می کند. نکته دیگر این است که روان افراد توسط احساسات آن ها کنترل می شود. درواقع رابطه تنگاتنگی میان احساسات، روان افراد و الگوهای رفتاری آن ها وجود دارد. پس می توان پیش بینی کرد که اگر شما برروی کنترل احساسات خود تسلط پیدا کنید، معاملات بهتری را نسبت به قبل انجام خواهید داد.

از آنجایی که در هنگام انجام معامله تمام احساسات افراد نظیر خشم، عصبانیت، ترس و امید به اوج خود می رسند، کنترل این احساسات نقش بسزایی در موفقیت تریدرها ایفا می کند. از سوی دیگر طمع، نداشتن سرعت عمل و اعتماد به نفس بالا از جمله احساسات مخربی است که معامله نداشتن برنامه ریزی در ترید گر را به ورطه ی نابودی در بازارهای مالی می کشاند. بنابر این دانستن نقاط ضعف الگوهای رفتاری و کنترل احساسات، از ضررهای سنگین و ورشکستگی تریدرها جلوگیری می کند.

احساسات در معامله گری

چرخه احساسات در معامله گری

بطور کلی 6 احساس غالب در تریدها وجود دارد که در ادامه به بررسی هر یک می پردازیم:

احساس هیجان و اظطراب:هر گونه احساس برانگیزاننده، در زمانی انجام معامله، نشانه ای است که شما قسمتی از راه را اشتباه رفته اید. در واقع زمانی که در معاملات خود مضطرب هستید معمولا بیانگر این است که قوانین معاملاتی خود را نقض کرده اید، پوزیشن خرید یا فروشی به اشتباه گرفته اید و یا نباید آن معامله را انجام می دادید. در این حالت اگرسطح هیجانات خود را بررسی کنید و از خود بپرسید که چرا احساس اضطراب یا هیجان دارم، این کار به شما کمک می کند تا از معاملاتی که از همان اول نباید واردش می شدید، خارج شوید.

احساس ترس:

ترس یکی از احساسات رایج در بین معامله گران است. احساس ترس به اشکال مختلفی در بین معامله گران وجود دارد، و می تواند دلیل بسیاري از اشتباهات رایج معامله گري باشد. ترس زمانی ایجاد می شود که معامله گر وارد زیان شده باشد. ترس از ضرر کردن سبب می شود که معامله گر ضرر خود را با تاخیر شناسایی کند، و متعاقب آن ضرر بیشتری متحمل شود. همچنین ترس از بازگشت سود باعث می شود که معامله گران از معاملات خود خیلی سریع خارج شوند و به سود مطلوب خود نرسند.

در هنگامی که معامله ای وارد ضرر می شود، معامله گر باید تلاش کند که وضعیت خود را بهبود ببخشد و بجای اینکه خود را سرزنش و ملامت کند هر چه زودتر به دنبال راهکاری برای ضرر کمتر باشد. با این حال انجام اقدامات بی نظم، سریع و بدون برنامه ریزی مناسب نیستند . اقدامات باید منطقی و به تدریج در راه رسیدن به خروج از بحران باشد. معامله گر نباید وحشت کند و سریعا برای جبران ضرر خود معامله دیگری را بدون برنامه ریزی شروع کند، چراکه تکرار این اتفاق سبب از بین رفتن سرمایه افراد خواهد شد.

احساس طمع:

طمع حس غالب افرادیست که وارد بازارهای مالی می شوند. اگر شما در زندگی روزمره خود بیش از حد محتاط هستید، قاعدتا فرصت های زیادی را در معاملات سودآور بازار از دست خواهید داد، بنابراین بهتر است که وارد بازارهای مالی نشوید، چرا که بازارهای مالی ریسک پذیری خاص خود را می طلبد. طمع جزو ذات انسان است و در برخی اوقات باعث می شود تا وارد معاملاتی شویم که جز ضرر چیزی برای ما به همراه ندارد. همچنین طبع سبب چشم پوشی معامله گران بر اصول مدیریت ریسک و سرمایه می شود و ذهنیت قماربازي در معامله گران را تقویت می کند که در نتیجه آن معامله گري بدون توجه به قوانین اصولی و بر مبناي احساسات نادرست اتفاق می افتد.

احساس امید:

امید به کسب سود بیشتر یکی دیگر از احساسات محرک معامله گران است. اگر به زنجیره احساسات یک تریدر دقت کنیم، در می یابیم که احساس امید، طمع و ترس معمولا پشت سر هم بوجود می آیند. تریدرهایی که در معاملات خود در ضرر هستند، نشانه هایی از امید را در خود مشاهده می کنند، این تریدرها به معاملات خود فرصت بیشتري می دهند چرا که امید دارند که جهت حرکت قیمت تغییر می کند و وارد سود می شوند. با این حال اگر امید و انتظار معامله گران از حدی بیشتر شود، توانایی تحلیل درست و درک شرایط موجود از بین می رود، به طوری که معامله گران تصور می کنند می توان به سود های کلان در مدت کوتاهی دست یافت.

مثال دیگر از امید زمانی است که معامله گر براي جبران ضررهای خود وارد معاملاتی می شود که با استراتژی معاملاتیش انطباق ندارد. بنابر این امید و انتظار باید به صورت معقول و منطقی در نظر گرفته شود تا قابل دستیابی باشد، لذا انتظار بی جا و رویاپردازانه نتیجه ای جز نابودی و شکست نخواهد داشت.

اصولا امید داشتن در موارد زیر بسیار اهمیت دارد:

  1. امید در زمان ورود به بازار : معامله گران به امید کسب سود وارد بازارهای مالی می شوند و اگر چنین امیدی در ابتدای ورود به بازار وجود نداشته باشد مطمئنا انگیزه ای جهت ورود به بازار وجود نخواهد داشت.
  2. امید در زمان ضرر کردن : بدترین شکل احساس امیدواری این است که معامله گر وقتی در ضرر است به تغییر روند قیمت امیدوار باشد و بدون رعایت حدضرر اقدام به نگه داری دارایی خود کند.

احساس خستگی:

درست است که خستگی بیشتر به عنوان یک وضعیت جسمی به حساب می آید، اما می توان آن را به نوعی در طبقه بندی احساسات قرار داد. احساس خستگی سبب می شود تا تمرکز تریدرها به پایین ترین حد ممکن برسد.

شاید برای شما نداشتن برنامه ریزی در ترید هم اتفاق افتاده باشد که بارها در یک جفت ارز اقدام به پوزیشن گیري کرده باشید بدون آنکه بدانید دنبال چه بوده اید و یا شرایط ورود به یک معامله را بدلیل حواس پرتی از دست داده اید، تمامی این ها نشان دهنده ی پایین بودن تمرکز است که در نتیجه خستگی بوجود می آید. بر همین اساس پیشنهاد می کنیم که در ابتدا اولویت های خود را مشخص کنید و در حین معامله همه ی فعالیت های جانبی را کنار بگذارید.

احساس نا امیدي:

نا امیدي اغلب به دلیل احساسات اشتباهی که در فوق اشاره شد بوجود می آید. درواقع هنگامی که معامله گران معامله اي را از دست می دهند، هیجانات بر آن ها غلبه می کند تا پوزیشن دیگری برای ورود به معامله پیدا کنند، در این حالت استراتژی معاملاتی خود را فراموش کرده و پوزیشن اشتباهی انتخاب می کنند که سبب ضرر کردن آن ها می شود، در نتیجه احساس نا امیدی و سرخوردگی به سراقشان می آید که این احساس نا امیدی تمام الگوهای رفتاری اشتباه را تشدید خواهد کرد.

نتیجه گیری

احتمالا هر تریدری می داند که آشنایی با مباحث روانشناسی اثرات بزرگی بر روي عملکرد معاملاتیش خواهد داشت. با این وجود احساسات از راه هاي بسیار پیچیده اي تصمیمات معامله گري را تحت تاثیر قرار می دهند و در نگاه اول چندان واضح به نظر نمی رسند. واضح ترین مسئله ی نشان دهنده تسلط ترس بر تصمیمات معامله گري شما این است که در پیاده سازی نقشه معاملاتی خود دچار شک و تردید می شوید.

اگر متوجه شدید که با وجود شرایط مناسب برای ورود به یک معامله، بطور مداوم فرصت هاي معاملاتی خود را از دست می دهید، باید تلاش کنید تا ریسک پذیری خود را بالا ببرید. از بین بردن امکان به خطر انداختن پول و کاهش سطح ریسک سرمایه، معمولا به شما کمک می کند تا اشتباهات ناشی از ترس را در معاملات خود کاهش دهید اعتماد به نفس لازم را بدست آوردید.

همچنین قوانین خود براي ورود به معامله را مکتوب کنید و به صورت یک چک لیست قبل از ورود به معامله آنها را یک به یک چک کنید، این کار نیز کمک می کند تا ترس از ورود به معامله را از بین ببرید اگر شما درباره کیفیت استراتژی معاملاتی خود دچار خوش بینی مفرط باشید، احتمالا تعداد معاملات بیشتری را انجام خواهید داد و حواستان به این نکته نیست که امکان دارد معامله ها شکست هم بخورند. از این گذشته، معامله گرانی که سرمایه کمتری دارند، احتمال بیشتری وجود دارد تا در یک معامله پر ریسک شرکت کنند، چرا که می خواهند با انجام آن معامله ی پر ریسک میزان سرمایه خود را افزایش دهند. در این فرآیند احساسات غالب عبارتند از طمع و اعتماد بنفس بیش از حد و نادانی!

بهترین روش، کاهش حجم معامله، ایجاد سبد خرید و رعایت اصول مدیریت ریسک براي جلوگیری از افت زیاد سرمایه است.

اثر تیپ شخصیتی بر معامله گری

تا حالا شده پیش خودتون فکر کنید که تفاوت بین تریدرهای مختلف چیه؟ چرا افراد مختلف با یک استراتژی مشابه، مثل هم نتیجه نمی گیرند؟ یا اینکه می خواهید بدانید که معامله گری مناسب شما هست یا خیر؟ شاید پاسخ این سوال را بتوانیم در تفاوت تیپ شخصیتی افراد و به تبع اون نقاط ضعف و قوت متنوع افراد جستجو کرد.

در زمینه معامله گری، احتمالا به این بر می خورید که افرادی که توانایی ریاضیاتی و محاسبات آماری بیشتری دارند در ترید به نسبت موفق ترند. این افراد معمولا به یک سبک بازی مشابه گرایش دارند که می توان از پوکر نام برد.

خب اگر این بازی و معامله گری را با هم مقایسه کنیم، به چند نکته مشترک در بین افراد موفق می رسیم:

  • ذهنیت مناسب درک ریسک و پاداش.
  • تصمیم گیری در شرایطی که اطلاعات ناکاملی دارند.
  • دانستن زمان مناسب برای شرط بندی و از آن مهمتر اینکه چه زمانی شرط نبندند.
  • اهمیت دادن به مدیریت سرمایه.

شرط بندی یا بت در مسابقات ورزشی هم به معامله گری شباهت دارد. شما باید آمار و ارقام را ارزیابی کنید و با فهم اینکه چه چیزهایی در بازار زیر ارزش خود قرار دارند شرط ببندید. معامله گری همچون بت و غیره، بازی شانس و احتمال هستش. شما باید با احتمالات، ارزش مورد انتظار و مفهوم توزیع و … آشنا شوید.

در زمان شیوع پاندمی کرونا ورزش ها به صورت جهانی به حالت تعلیق درآمدند و کازینوها بسته شدند. اکثر افراد در مرحله فاصله گذاری در خانه مانده بودند. به علاوه، صرافی و بروکرها خدمات بدون کارمزد خودشان را گسترش دادند. پس فرصت مناسبی برای ورود خیل عظیمی از افراد به بازارهای مالی ایجاد شد. این افراد با تیپ های شخصیتی متفاوت جذب معامله گری می شوند و تفاوت هایی در نحوه عملکرد این افراد وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

تفاوت بین افراد

در یک مجموعه مدیریت سرمایه گذاری هم، اینکه چه شخصی در چه موقعیتی بهترین عملکرد را دارد بسیار حائز اهمیت است. فردی که در بخش سرمایه گذاری فعالیت می کند (گرایش به تفکر منطقی) با شخصی که در بخش خدمات مشتریان (مهارت های ارتباطی و بین فردی اهمیت زیادتری دارد) و یا در بخش فروش و بازاریابی کار می کند متفاوت است.

حتی در بخش سرمایه گذاری نیز افراد یک تیم در نقاط قوتشان تفاوت دارند. برخی ممکن است در یک روش تفکر یا موضوع خاص تبحر داشته باشند، در حالیکه برخی دید جامع تری به قضایا داشته باشند و در زمینه استراتژی مهارت داشته باشند. نکته مهم این است که در درجه اول نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم و هماهنگ با آن عمل کنیم.

مطالب دیگر که ممکن است مفید باشد:

تیپ شخصیتی در قالب MBTI

یکی از رایج ترین تعیین راه های تعیین تیپ شخصیتی، تست MBTI می باشد که اطلاعاتی در مورد نحوه مدیریت انرژی، پردازش اطلاعات، نحوه تصمیم گیری و به صورت کلی مدیریت زندگی افراد بدست می دهد.

افراد به چهار دسته کلی درون گر (Introvert) یا برون گرا (Extrovert)، حسی (Sensing) یا شهودی (Intuitive-N)، فکری (Thinking) یا احساسی (Feeling)، و ساختارگرا (Judging) یا ادراکی (Perceiving) تقسیم می شوند. اگر چه اکثر افراد ترکیبی از هر چهار دسته را دارند، اما هر شخص در هر دسته یک گرایش غالب دارند که در جواب تست شما باید یک کلمه چهارحرفی مواجه می شوید که بیانگر همین گرایش غالب است.

برای مثال تیپ ENTJ، تیپ شخصیتی است که فردی را توصیف می کند که:

  • برون گرا
  • داشتن دید جامع در تفکر
  • ترجیح مسائل منطقی به احساسی و قضاوت شخصی در هنگام تصمیم گیری
  • تمایل به نظم و محیط های ساختارمند
  • درونگرا
  • متمرکز بر جزئیات
  • تصمیم گیری برپایه غریزه یا ندای درونی
  • تمایل به محیط های منعطف و بدون ساختار و خلاقانه

درست مانند اکثر شغل ها و کسانی که به یک زمینه مشخص جذب می شوند، تریدرها نیز تمایل دارند که یک تیپ مشخص برای تصمیم گیری و اقدام داشته باشند.

در ادامه به هر یک از چهار دسته فوق به صورت جزئی تر می پردازیم. در پایان هر بخش، برای هر دسته خصوصیتی که در ترید مهم هست را اشاره می کنیم.

درون گرا (I) یا برون گرا (E)

بُعد درونگرایی یا برونگرایی به شما کمک می کند که بدانید چگونه انرژی خود را مدیریت کنید. ترجیح و گرایش شما به درونگرایی یا برونگرایی به مواردی مانند زیر ارتباط دارد:

  • چه میزان خودتان را به راحتی یا آزادانه بروز می دهید.
  • تا چه حد به آسانی با دیگران ارتباط برقرار می کنید.
  • نحوه تعامل با دنیای پیرامونتان

اصولا، این بُعد اغلب به اینکه شما دوس دارید تنها باشید یا با دیگران وقت بگذرانید بستگی دارد. کسی که گرایش غالبش به درونگرایی است بیشتر به درون خود، افکار، ایده ها، خاطرات و تجربیات شخصی تمرکز دارد. اغلب اوقات، یک درونگرا ترجیح می دهد در یک محیط ساکت و آرام باشد تا در یک جمع شلوغ. این افراد تمایل زیادی به کم صحبت کردن و غرق شدن در تفکرات ذهنی خودشون دارند.

یک فرد با گرایش غالب درونگرا، تمرکزش بر دنیای بیرون است. آنها به راحتی با افراد دیگر ارتباط برقرار می کنند و زندگی اجتماعی پررنگ تری دارند. کسی که میل به گفتگو و مطرح کردن ایده هایش دارد احتمالا برونگرا می باشد. از آنطرف، یک درونگرا دوست دارد به صورت خصوصی فکر کند و ایده هایش را تنها زمانی که به بار نشسته اند مطرح کند.

برخی معامله گران درونگرا هستند، با حساب شخصی خودشان را ترید می کنند و یا در بخشی از یک شرکت ساختارمند فعالیت می کنند. برخی دیگر نیز در قالب یک تیم فعالیت می کنند و تصمیمات را به صورت جمعی می گیرند، جاییکه برونگرا ها بیشتر مورد توجه خواهند بود. برخی از افراد نیز بر نتورک و شبکه سازی خود تکیه می کنند و بیشتر کارشان را از طریق جلسه و تماس انجام می دهند.

نکته ای که در اینجا اهمیت دارد این است که به عنوان یکی از ملزومات تیمداری، باید شرایطی برقرار کنیم که تمام افراد با خصوصیات متفاوت بتوانند آنگونه که راحت هستند با یکدیگر تعامل داشته باشند.

بررسی هایی که تاکنون انجام شده رابطه معنی داری بین درونگرا یا برونگرا بودن و موفقیت در معامله گری دیده نشده است.

حسی (S) یا شهودی (N)

این بُعد نحوه پردازش اطلاعات شما را توصیف می کند. گرایش شما به حس یا شهودتان، نشان می دهد که آیا استایل تفکر شما به صورت سر راست و پیوسته است، یا به صورت خلاقانه و انتزاعی. افراد در هر گروه تمایل به یک سبک اطلاعات دارند. افراد حسی به جزئیات توجه دارند درحالیکه افراد شهودی به ایده ها و تفکر مفهومی علاقه مند هستند.

افراد حسی به دقیق بودن در موضوعات اهمیت می دهند اما یک فرد شهودی به صورت تقریبی به دنیا نگاه می کند و می تواند الگوها و روابط بین اجزای مختلف یک سیستم را تشخیص دهد. آنها ابتدا به کلیات فکر میکنند و بعدا راجع به جزئیات تصمیم می گیرند. شما می توانید این بُعد افراد را با توجه به اینکه به چه چیزی تمرکز دارند، متوجه شوید.

افراد تیپ شهودی احتمال اینکه در معامله گری موفق باشند زیاد است چون، توانایی پیش بینی اتفاقات و تغییرات آینده را دارند که جنبه حیاتی در ترید محسوب می شود. به طور کلی افراد تیپ N برای پوزیشن هایی که درگیر تغییرات زیاد هستند مناسب می باشند. آنها اغلب در راه اندازی پروژه های جدید و مدیریت سازمانهایی با تغییرات زیاد موفق می باشند.

در معامله گری، وارد پوزیشن شدن و سر و کار داشتن با مدیریت ریسک، حسابداری و تکمیل وظایف حیاتی مهم می باشد. اما بخش بزرگی از جنبه تصمیم گیری این است که همیشه همه چیز در حال تغییر می باشد. داشتن یک دید جامع و گسترده و دیدن تصویر بزرگ، کار کردن با آن و یاد گرفتن از تجربیات افراد دیگر بسیار حائز اهمیت می باشد.

از آنطرف، افراد تیپ حسی (S) در تمرکز بر فعالیت های روزانه و مدیریت کارهایی که تغییر زیادی نمی کنند بهتر هستند. آنها معمولا از اتفاقات ناگهانی بیشتر غافلگیر می شوند. البته اینگونه افراد قابل اتکا تر می باشند. اگرچه دایره تمرکز این افراد کوچکتر از افراد تیپ N می باشد که دید جامع تری دارند، اما نقشی که هر نداشتن برنامه ریزی در ترید دو ایفا می کنند بسیار حیاتی می باشد. افراد تیپ N در ایده پردازی معاملات و تصویرسازی فرصت ها توانایی بیشتری دارند. البته برای واقعیت بخشی به این ایده ها و تصورات، توجه به جزئیات و نیز مدیریت مناسب ریسک اهمیت زیادی دارد که در این بخش افراد تیپ حسی بازدهی بهتری دارند.

اکثر تریدرهای موفق گرایش به سمت تیپ شهودی (N) دارند اگرچه هر دو جنبه در ترید مهم می باشد.

احساسی (F) یا فکری (T)

این دسته نحوه تصمیم گیری و در برخی موارد انعکاسی نداشتن برنامه ریزی در ترید از ارزش های شخصی شما را توصیف می کند. بعضی افراد نیز این دسته را دوراهی “مغز در مقابل قلب” در تصمیم گیری در نظر می گیرند. این گرایش به اینکه شما چگونه ارزش های متضاد را اولویت بندی می کنید ارتباط دارد.

آیا زمانی که به دلیل و منطق تکیه می کنید احساس راحتی می کنید، یا احساسات، عواطف، ندای درون یا قضاوت های شخصی برای شما اولویت دارد؟ اگر شما یک فرد با گرایش T یا فکری باشید، احتمالا به تحلیل منطقی اتفاقات و درنظر گرفتن تمام فاکتورهای موثر در یک موقعیت مشخص علاقه مند هستید. این تیپ افراد می توانند به دنیا با دید غیراحساسی فکر کنند و نیز مشتاق رقابت با دیگران هستند و رسیدن به اهداف شخصی از اولویت بالایی برخوردار هست.

از آنطرف یک فرد با گرایش احساسی (F)، بیشتر بر روی هارمونی بین افراد تمرکز دارند. آنها در نقش هایی که نیازمند همدردی و همدلی، ساختن ارتباط و تماس های شخصی هست بهتر عمل می کنند. منابع انسانی و خدمات مشتریان نقش های رایجی هست که این گونه افراد در آن بازدهی بالایی دارند.

مکالمات بین افراد T و F اغلب خسته کننده می باشد چون روش تفکرات کاملا متفاوتی دارند.

همانطور که احتمالا متوجه شدید، در معامله گری گرایش به تیپ T اهمیت بیشتری دارد. در ترید کردن، احساسات مضر می باشد و تصمیم گیری برپایه ندای درونی، احساسات، فرضیات ناپخته و ایده هایی که آزموده نشده باشند بهای سنگینی دارد.

بنابراین، تریدرهای موفق گرایش بسیار زیادی به تیپ T دارند.

ادراکی (P) یا قضاوتی یا ساختارگرا (J)

این بُعد شخصیتی اینکه شما چگونه زندگی را مدیریت می کنید و ترجیح شما برای ساختار و نظم چه می باشد را توصیف می کند. ترجیح شما برای ادراک یا قضاوت، تمایل شما به ساختار، برنامه ریزی، زمان بندی و سازمان دهی کلی را توصیف می کند.

همچنین این موضوع به اینکه شما چگونه زمان خود را مدیریت می کنید و چه دیدگاهی به کاری که انجام می دهید دارید، بستگی دارد.

یک قضاوت کننده (که برنامه ریز هم نامیده می شود-تیپ J)، کسی است که ساختارمند، برنامه ریز و منظم می باشد. آنها دوست دارند که همه چیز را برنامه ریزی بکنند و از تغییرات ناگهانی بیزار هستند. آنها فعالیت در محیط های ساختارمند را ترجیح می دهند و خودشان را قابل اتکا و مسوولیت پذیر در نظر می گیرند. آنها یک نقشه دارند و به آن عمل می کنند.

یک فرد تیپ P منعطف تر می باشد و با تغییرات سازگارتر است. آنها بر روی چیزی که در اطرافشان رخ می دهد تمرکز می کنند و خودشان را تطبیق می دهند. این افراد می بینند که چه اتفاقی افتاده و به دنبال این هستند که چه عاملی موجب این اتفاق شده و اینکه چگونه باید واکنش نشان دهند. آنها فرصت ها را شناسایی می کنند و بعد از مقایسه، انتخاب می کنند. در حالیکه افراد تیپ J در ابتدا به این فکر می کنند که به چه چیزهایی می خواهند برسند و سپس برای آن برنامه ریزی می کنند.

افراد ادراکی چیزهای جدید را می بینند و مشتاق هستند که مسیر خود را با توجه به آن تغییر دهند. اما افراد J اینگونه نیستند و ترجیح می دهند به مسیر و برنامه قبلی خود پایبند باشند.

در معامله گری، داشتن هرکدام از این گرایش ها لزوما برتری خاصی ایجاد نمی کند. البته گرایش J در بین تریدرهای موفق بیشتر دیده میشود، اما به طور کلی آنها را می توان متعادل در نظر گرفت.

مزیت داشتن تیپ J در معامله گری، داشتن ساختار و برنامه، منظم بودن و قابل اتکا بودن می باشد. بهرحال، متعادل بودن با گرایش P نیز مفید می باشد. داشتن انعطاف و مشتاق بودن به سازگاری با تغییرات ناگهانی نیز اهمیت دارد.

مقالات مفید دیگر:

در بین تریدرهای موفق، NT رایج می باشد

شخصیت های دارای گرایش NT، حدود ده درصد از جمعیت را تشکیل می دهند، اما درصد زیادی از تریدرهای موفق را می سازند. افراد تیپ N به دیدن تصویر بزرگ و پیش بینی اتفاقات و فرصت ها قبل از اینکه پیش بیایند شناخته می شوند. ترجیح T نیز به جای احساسات، عواطف و قضاوت های شخصی، استفاده از تحلیل منطقی در معیار تصمیم گیری می باشد. درونگرایی یا برونگرایی نیز در معامله گری شاید آنچنان اهمیت نداشته باشد.

به طور کلی، برای معامله گران وجود تعادل بین گرایش P (سازگار، داشتن دیدگاه های جدید) و J (برنامه ریزی، ساختار و …) می تواند راهگشا باشد.

تقریب و تفکر مفهومی در معامله گری

تریدرها باید در تقریب زدن مهارت داشته باشند. معامله گری بازی احتمالات و توزیع خروجی های بالقوه می باشد. اکثر افراد با عدم قطعیت و این ایده که آنها چیزی را نمی دانند و نمی توانند با دقت نیز بدانند، دچار چالش هستند (برای مثال، قیمت یک سهم در یک نقطه مشخص در آینده).

تریدرها باید این نکته را قبول کنند که نکاتی که آن ها نمی دانند، از چیزهایی که می دانند و یا می توانند بدانند به مراتب بیشتر است. توجه وسواس گونه به دقت، نداشتن دید جامع، داشتن قضاوت های اشتباه و درگیر بودن با تفکر سیاه و سفید، نکاتی است که باعث می شود افراد در معامله گری دچار چالش باشند. افراد باید تفکر مفهومی را در خود تقویت کنند.

به طور مثال، زمانی که اکثر مردم می خواهند دو عدد را در ذهنشان ضرب کنند، مثلا 628 در 109، زمان زیادی را صرف می کنند، اشتباه می کنند و به زحمت این کار را انجام می دهند. اما یک راه دیگر نیز وجود دارد که مثلا عدد 628 را به 650 و 109 را به 100 گرد کنیم و عدد تقریبی 65000 را بدست آوریم (عدد دقیق 68452). در نظر داشته باشید برای سود کردن در بازارهای مالی نیازی به این دقت وسواس گونه نمی باشد و داشتن یک تقریب مناسب بسیار مفید و کافی می باشد.

تریدرها علیرغم سروکار داشتن با قیمت، کمیت و مقادیر پولی، همیشه با تقریب ها کار می کنند. برای مثال، اگر نیاز به خرید 2800 سهم با قیمت 840 تومان دارید، می دانید که چیزی در حدود دو میلیون و چهارصد هزار تومان نیاز دارید (رقم دقیق 2352000 می باشد).

شما به عنوان یک تریدر باید یک سطحی از دانش را در اختیار داشته باشید تا بتوانید درک کلی از قضایا داشته باشید و تصمیم های بهتری بگیرید. البته این موضوع به ماهیت تصمیم بستگی دارید، به عنوان مثال:

  • نوع تصمیم
  • چقدر زمان دارید
  • مزایا و معایب
  • آیا تصمیم خود را بدون جریمه می توانید تغییر دهید؟
  • نسبت به زمانی که میگذارید چقدر سود می کنید؟

نتیجه گیری

آنهایی که در داشتن دید جامع و تصویر بزرگ در معاملات بهتر عمل می کنند دارای گرایش غالب N و T می باشند. کسانی که در عمل کردن به ایده ها و اجرایی کردن آنها مهارت دارند، دارای گرایش غالب N و S می باشند. مدیریت ریسک نیز مناسب کسانی است که شخصیتشان به تیپ S و T گرایش دارد. گرایشات P و J نیز اثر چندانی بر روی معاملات شخص ندارد.

البته مطالب فوق نفی کننده قابلیت موفقیت افراد مختلف با هر نوع تیپ شخصیتی نیست و هر شخص با آموزش، تمرین و ممارست در هر زمینه ای قادر به موفقیت خواهد بود. اما شناخت خود و داشتن دیدگاه درست نسبت به توانایی ها و نقاط ضعف و قوت، و انتخاب مسیر درست می تواند تا حد زیادی در زمان و هزینه افراد صرفه جویی کند.

آیا با معامله در فارکس می توان پولدار شد؟

پولدار شدن با معامله در فارکس

در این مقاله از مجموعه مقالات آموزش فارکس می خواهیم درباره پولدار شدن در فارکس با شما صحبت کنیم. پیش از آغاز بحث ، قصد داریم با شما صادق بوده و از شما بخواهیم پیش از معامله در فارکس موارد زیر را در نظر داشته باشید:

1- همه معامله گران فارکس (تاکید می کنیم همه معامله گران) ، در برخی از معاملات خود ضرر می کنند.

نود درصد از معامله گران اساسا به دلایلی از جمله عدم برنامه ریزی ، عدم آموزش ، نداشتن نظم ، رعایت نکردن حد و حدود برای معاملات خود و ضعف در مدیریت پول ، ضرر می کنند.

اگر از باختن متنفرید و یا فردی بسیار کمال گرا هستید ، احتمالاً برای سازگاری با معامله گری در فارکس دچار چالش خواهید شد زیرا همه معامله گران در جاهایی از معاملات خود متحمل ضرر می شوند.

بگذارید از تجربه شخصی خود هم بگوییم. متاسفانه 100 درصد معامله گران تازه کار ایرانی در ابتدای کار تمام موجودی خود را از دست می دهید.
دلایل زیادی برای این اتفاق در جامعه فارکس کار ایرانی می توان ذکر کرد.

  • عدم وجود نهادهای نظارتی
  • عدم امکان ارائه آموزش های اختصاصی برای فارکس(نبود مجوز قانونی)
  • مشکلات شدید اقتصادی و فشار و استرس
  • قانونی نبودن فعالیت رسمی و شرکتی

2- معاملات فارکس برای افراد بیکار ، افرادی که درآمد کمی دارند ، یا بدهکار هستند و برای پرداخت اقساطشان نیاز به منبع درآمدی هستند مناسب نیست.

فارکس برای بیکارها نیست

حداقل شما باید دارای 1000 دلار سرمایه باشید که از دست دادن آن نیز مشکلی در زندگی شما ایجاد نکند.

انتظار نداشته باشید که با چهل یا پنجاه دلار موجودی در یک حساب کار را شروع کنید و تبدیل به یک میلیاردر شوید!

بازار فارکس به دلیل اندازه بسیار بزرگ ، جریان نقدینگی بالا و تمایل ارزها به حرکت در روندهای قوی ، یکی از محبوب ترین بازارها برای نوسانگیری است.

شاید فکر کنید که تریدرها از سراسر جهان پول پارو می کنند، اما واقعیت اینست که موفقیت در این بازار محدود به درصد بسیار کمی از معامله گران است.

مشکل اینجاست که بسیاری از معامله گران به خیال یک شبه پولدار شدن به این بازار می ایند ، اما در واقع ، فاقد نظم و انضباط لازم برای یادگیری واقعی هنر تریدینگ هستند.

بسیاری از افراد توانایی حتی رعایت یک رژیم غذایی یا رفتن سه بار در هفته به باشگاه ورزشی بطور منظم را ندارند.

اگر قادر به انجام چنین کارهایی نیستید ، چگونه می توانید در یکی از سخت ترین ماموریت های شناخته شده بشریت (و بلحاظ اقتصادی پربازده) موفق شوید؟

معامله کوتاه مدت مخصوص آماتورها نیست و به ندرت مسیری برای “سریع ثروتمند شدن” است. بدون متحمل شدن ریسک های عظیم نمی توانید سود عظیم کسب کنید.

ریسک بالا در معاملات، به معنای عملکرد معاملاتی پر افت و خیز و ضررهای زیاد است.

تریدری که این کار را انجام می دهد ، احتمالا حتی استراتژی معاملاتی هم ندارد. ( مگر اینکه شما قمار را یک استراتژی معاملاتی بدانید!)

معاملات فارکس یک مسیر سریع السیر برای ثروتمند شدن نیست!

معامله کردن در فارکس مهارتی است که یادگیری آن زمان می برد.

معامله گران ماهر می توانند در این حوزه کسب درآمد کنند و می کنند. با این حال ، مانند هر شغل یا حرفه دیگر ، موفقیت یک شبه اتفاق نمی افتد.

معاملات فارکس برشی از یک کیک نیست (آنطور که برخی از مردم دوست دارند شما باور کنید.)

به این فکر کنید ، اگر اینطور بود ، هرکسی که فارکس کار می کرد میلیونر بود.

حقیقت این است که حتی معامله گران خبره با سالها تجربه هنوز متناوبا دچار ضرر می شوند.

این را در ذهن خود فروکنید: هیچ میانبری برای معامله کردن در فارکس وجود ندارد.

برای تسلط نداشتن برنامه ریزی در ترید و ماهر شدن در آن به کوهی از تمرین و تجربه نیاز است.

هیچ جایگزینی برای تمرین و جهد و کوشش وجود ندارد.

یک حساب دمو فارکس باز کرده و معامله کردن را تمرین کنید. روشی را پیدا کنید که از زیر و بم آن کاملا آگاه بوده و می توانید بی هیچ مانعی آن را به اجرا درآورید. باید راهی که برای شما مناسب است و به شما جواب می دهد را پیدا کنید .

دوره های آموزشی فارکس و کانالهای سیگنال

کلاهبرداری در فارکس

اگر کمی در اینترنت جستجو کرده باشید با انبوهی از دوره های آموزشی مهندس A و دکتر B مواجه خواهید شد. دوره های آموزشی با قیمتهای بعضا فضایی.

خواهشا و لطفا حتی اگر پول زیادی دارید فعلا سراغ خرید دوره نروید. دوره آموزشی این سایت تالیف یکی از سایتهای محبوب جهانی است و توسط معامله گر حرفه ای بازار بومی سازی شده است. این دوره آموزشی تقریبا تمام مباحث علمی فارکس را در بر دارد.

این یک دوره آموزش رایگان فارکس است و جهت ارتقاء سطح دانش جامع تریدری ایران تولید شده است.

لطفا این دوره را با دقت تکمیل کنید و بعد از آن اگر نیازی بود سراغ خرید دوره بروید.

هرچند نمی توانیم وجود استثناء را نفی کنیم ولی متاسفانه اکثر مدرسین این دوره ها تریدرهای موفقی نیستند. در گروه های فارکسی اگر جستجو کنید انبوهی از ناراضیان خرید این دوره ها را خواهید یافت.

در مورد کانال های سیگنال دهی که اوضاع خیلی بدتر است. کسی که سیگنال می دهد پس طبیعتا باید تریدر موفقی باشد. یک تریدر موفق یک پرفرمنس موفق بلند مدت هم دارد که باید به شما ارایه دهد. تریدر موفق می تواند با ارایه سیگنال در سایتهایی مثل mql5.com و myfxbook.com انبوهی از مشتریان از سرتاسر دنیا جذب کند. صرفنظر کردن از این سایتها و رفتن سراغ یک کانال تلگرامی به راحتی می تواند شک شما را برانگیزد.

بازار فارکس محیطی جذاب و مستعد برای کلاهبرداری است. قبل از هر تصمیم فکر کنید و تحقیق کنید.

استراتژی معاملاتی

همیشه از ضرر کردن می ترسیم، همیشه به این فکر می کنیم عامل خارجی، دلیل ضرر کردن ما می شود.
اما اینطور نیست!، در این مقاله می خواهیم که درباره استراتژی و معاملاتی و اهمیت آن بحث کنیم.
ذهن و تفکر ما جوری طراحی شده است که در زندگی که داشتیم بیشترین توجه ما به ضررها و اشتباهاتی است که تا الان داشته ایم؛ و زمان هایی را برای پشیمانی از کارهای گذشته صرف کرده ایم.
همیشه عادت داشته ایم که مقصر را دیگری و عوامل خارجی بدانیم، ولی تمام موفقیت ها را از آن خود و تلاش خود می دانیم.
این ذهنیت را باید عوض کرد، چرا که باید مسئولیت تمام کارهای خود را، خودمان به عهده بگیریم.
هر وقت توانستیم به ذهنیت و افکار و اعمال خود کنترل داشته باشیم، میتوانیم برای خود برنامه ریزی کنیم و برای هدفی که در نظر داریم؛ حال این هدف شخصی باشد یا معاملاتی فرق ندارد.
به این برنامه ریزی و مسیر برای رسیدن به یه هدف مشخص، استراتژی می گویند.

استراتژی معاملاتی چیست؟

به مجموعه تکنیک ها و مهارتهای ذهنی، که شخص با کمک آن میتواند برنامه ریزی در راستای هدف معاملاتی خود را انجام دهد، استراتژی معاملاتی می گویند.
این توانایی ذهنی، با تکرار و تمرین مرتب روزانه ونظم و تصمیم گیری صحیح به دست می آید.
باید تجربه مستقیم داشت و واقعیت های بازارهای مالی را لمس کرد.
استراتژی معاملاتی، شامل خلق کردن متد و روشی برای معامله کردن، مدیریت ریسک و احساسات و ستاپ های معاملاتی بر مبنای ویژگی های شخصی معامله گر است.
مثلا شخصی که از ستاپ معاملاتی اسکالپینگ استفاده می کند، باید روش اسکالپینگ را بر اساس شخصیتی که دارد تنظیم و ست کند.
هرکس شخصیت منحصر به فرد خود را دارد؛ طبیعتا انسان نمی تواند مانند ربات رفتار ثابتی داشته باشد، چرا که دارای احساسات است واین احساسات بر تصمیم گیری او تاثیر دارد.
پس باید بتوان این احساسات را کنترل کرد، به صورتی که نه کامل از بین ببریم نه اینکه هر کاری می کنیم با احساسات تصمیم بگیریم.
این کنترل احساسات، اهمیت بسزایی در خلق استراتژی معاملاتی ما دارد.

اهمیت داشتن استراتژی معاملاتی

استراتژی معاملاتی به ما در معامله کردن، نظم و قانونمندی می دهد.
به طور کلی، داشتن استراتژی مانند دستور آشپزی است که باید از دستورات آشپزی به صورت کامل پیروی کرد تا بتوان یک غذای لذیذ را نوش جان کرد.
استراتژی، باید غالب بر کل زندگی ما باشد؛ مثلا:
صبح ساعت چند از خواب بیدار شویم؟
ساعت چند بخوابیم؟
چه فیلمی ببینیم؟
چه موسیقی گوش کنیم؟
استراتژی راه رسیدن به آینده ای که برای خود متصور شده ایم است.
حال استراتژی معاملاتی تمام باید و نبایدهایی است که ما را به یک تریدر موفق تبدیل می کند.
بزرگترین علت شکست 90 درصد از معامله گران، نداشتن استراتژی های شخصی سازی شده و معین، در تمام مهارت های معاملاتی از جمله تحلیل تکنیکال، مدیریت ریسک و سرمایه، مدیریت احساسات و … است.
باز هم تاکید بر این داریم که هر استراتژی بستگی به شخصیت هر فرد دارد که باید آن را طبق روحیات و نحوه تفکر خود ست و تنظیم کند.
بنابراین، استراتژی معاملاتی برای یک معامله گر مانند یک نقشه راه دقیق و مهندسی شده عمل می کند.
مانند چراغی که در یک مکان کاملا تاریک در اختیار شماست و مسیر را به شما نشان می دهد تا بتوانید همواری ها و ناهمواری های مسیر را ببینید و درک کنید و براساس آن تصمیمات خود را بگیرید.

چگونه یک استراتژی شخصی را برای خود خلق کنیم؟

مهمترین عامل برای ساختن یک استراتژی شخصی، شناخت کامل خود است.
قبل از هر چیزی باید با اصول اولیه بازارهای مالی آشنایی کامل داشته باشید، که می توانید به دوره آموزشی مقدماتی فارکس کریس کاپری که توسط آکادمی دال ترید ترجمه شده است مراجعه کنید.
قدم بعد، کسب دانش تخصصی در این حوزه است، آموزش و یادگیری جزء جدایی ناپذیر خلق استراتژی معاملاتی است؛ و مهم تر از آن کسی است که به عنوان مربی خود در این مسیر انتخاب می کنید.
باید ذهن خود را به یک مربی خبره و باتجربه در بازارهای جهانی بسپارید و کسی که برای سال ها سودده عمل کرده و دارای استیتمنت های مشخص و آشکاری باشد.
در اینجا می توانید، مطالعه کنید که برای آموزش خود به صورت حرفه ای بهتر است که چه مسیری را دنبال کنید.
و قدم آخر که مهمترین مرحله در ساخت یک استراتژی شخصی است، شناخت کامل خود و ایجاد کردن مسیرراه موفقیت و تنظیم کردن اهداف کوتاه مدت و بلند مدت به صورت پله ای و متعهد بودن به استراتژی که برای خود ساخته اید است.
این را بدانید که نحوه سنجش خود در بازارهای مالی به صورت دوره ای باید باشد، به عنوان مثال هر 3 ماه یا هر 6 ماه عملکرد خود را ارزیابی کنید، نقاط ضعف و قوت خود را پیدا کنید.
اینگونه شما با استراتژی شخصی خود مطمئنا به یک تریدر موفق تبدیل خواهید شد و بهترین استراتژی ممکن را برای خود طراحی می کنید.
فقط اینکه یک استراتژی خوب، زاده شده از مجموعه ای از شاخص ها است که در بخش بعد به این موضوع می پردازیم.

بهترین استراتژی معاملاتی

الزاماتی برای خلق بهترین استراتژی معاملاتی شامل موارد زیر است:

  • باید با خود راستگو باشید و حقایق بازارهای مالی را ببینید، چرا که اگر برخلاف جهت بازار معامله کنید، بازارهای مالی می تواند ضررهای هنگفتی به شما بزند.
  • برای خود چشم انداز و هدف به صورت پله ای تعیین کنید و با توجه به شرایط بازار و استراتژی که برای خود دارید شروع به تحقق رساندن هدفهایتان کنید.
  • ترسو نباشید و بیش از حد شجاع نباشید.بازارهای مالی جایی برای ترسوها ندارد؛ و اگر بیش از حد شجاع باشید، در این بازار شما یک قمارباز هستید.
  • برای هر عملی که در راستای هدف خود انجام می دهید یک بیانیه بنویسید و معاملات خود را کاملا واضح و منطقی انجام دهید.
  • مدیریتی کامل و جامع بر تمام اعمال خود داشته باشید.

در چندین سالی که معاملات تکنیکال بر بازارهای مالی حاکم است، استراتژی معاملاتی زیادی وارد این عرصه شده است و لازمه هر استراتژی آموزش پیشرفته متدهای موجود در این بازار است که باید این آموزشها از اساتیدی باشد که سودده عمل کرده باشند.
متدهای بسیاری وجود دارد مانند ایچیموکو، پرایس اکشن، امواج الیوت و…

استراتژی معاملاتی پرایس اکشن

بسیاری از معامله گران تکنیکال از متد پرایس اکشن استفاده می کنند و استراتژی که دارند را بر پایه متد پرایس اکشن تنظیم می کنند؛ چرا که پرایس اکشن بیشترین بازدهی را در میان تمام متدهای موجود در این بازار داشته است.
آقای کریس کاپری یکی از اساتید مطرح در آموزش بازارهای مالی هستند.
اگر برای کسب دانش تخصصی، که از الزامات خلق یک استراتژی شخصی است، به دنبال یک مربی حرفه ای و یک دوره آموزشی پیشرفته و اصولی هستید، پیشنهاد ما به شما دوره های پیشرفته کریس کاپری است.
بعد از دیدن دوره رایگان مقدماتی فارکس کریس کاپری و یادگیری مفاهیم پایه و اساسی بازار، می توانید در دوره های پیشرفته پرایس اکشن و دوره پیشرفته ایچیموکو کریس کاپری شرکت کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.