چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟


بعد از افزایش یا کاهش شدید قیمت، درصورتی‌که شمع بعدی تأیید کند، الگوهای فرفره می‌توانند نشانه‌ای از برگشت بالقوه قیمت باشند.

آشنایی با ۴ نوع گپ قیمت در بازار ارزهای دیجیتال!

طی چند ماه گذشته موضوع بحث جامعه ارزهای دیجیتال حول محور گپ یا شکاف های قیمتی موجود در نمودار قراردادهای آتی بیت کوین CME (بازار بورس شیکاگو) بوده است. بیت کوین به طور شبانه روزی در صرافی های بزرگ مورد معامله قرار می گیرد اما روزهای آخر هفته در CME معامله این ارز دیجیتال صورت نمی گیرد. این موضوع اغلب با شروع مجدد معاملات در CME باعث ایجاد شکاف یا یک فضای خالی در نمودار قراردادهای آتی می شود.

یک جمله معروف در فیزیک وجود دارد که می گوید “طبیعت از خلاء تنفر دارد.” این جمله ای است که به ارسطو نسبت داده شده است، اما بعدا توسط ذره گراهایی نظیر اپیکور و لوکرتیوس مورد انتقاد قرار گرفت که در طبیعت هیچ خلایی وجود ندارد، زیرا طیف چگال تر پیرامون ماده، بلافاصله خلاء موجود را پر می ‌کند. مردم این مفهوم را گسترش داده اند تا جایی که امروزه در بسیاری از جنبه های زندگی از جمله تجارت و تجزیه و تحلیل تکنیکال کاربرد دارد.

شکاف‌ های قیمت یا همان گپ‌ ها یا به تعبیر ژاپنی‌ ها پنجره، یکی از مهم‌ ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال به شمار می رود. کلاً منظور از گپ ‌های قیمتی این است که در آن حیطه قیمتی هیچ گونه معامله‌ ای توسط معامله‌ گران صورت نگرفته و باعث ایجاد یک ناحیه‌ توخالی در نمودارها شده که هر یک از این GAPZONE ها یا به‌ اصطلاح محدوده ‌ای که معامله ‌ای در آن صورت نگرفته، می ‌تواند معرف یک ‌روند در آن ناحیه باشد. گپ ‌ها به‌ طورکلی به ‌صورت صعودی و نزولی معرفی می‌ شوند.

باید عنوان کرد که گپ یک فضای پر نشده یا فاصله ای در نمودار است که به دلیل نوسان شدید ایجاد می شود. در روند صعودی، گپ قیمت هنگامی ایجاد می‌ شود که بالاترین قیمت یک کندل کمتر از پایین ترین قیمت کندل بعد از خود باشد. برعکس در روند نزولی، گپ قیمت هنگامی رخ می دهد که پایین ترین قیمت یک کندل بیشتر از بالاترین قیمت کندل بعدی باشد.

گپ ها معمولا در بازار، بخصوص بازار سهام رخ می دهند و می توانند اطلاعات و چشم اندازهای خوبی در مورد حرکات اصلی بازار ارائه دهند. یک گپ وقتی بوجود می آید که قیمت بسته روز قبل و قیمت باز روز بعد با هم تفاوت داشته باشد. در زمان هایی که فراریت قیمت زیاد باشد گپ های میان روزی نیز ایجاد می شود.

۴ نوع گپ قیمت وجود دارد که هر کدام به روش های مختلفی مورد معامله قرار می گیرند. ضروری است که سرمایه گذاران بتوانند بین آنها تفاوت بگذارند.

گپ شکست (Breakaway gap): گپ شکست، نوعی گپ یا شکاف قیمتی است که بر روی سطوح حمایت و یا مقاومت بوجود می آید. این گپ هنگامی مشاهده می ‌شود که قیمت از روند بدون تغییر، دارای یک نوسان قوی باشد. این گپ در ترکیب با الگوهای مشخص در نمودارهایی مانند محدوده های معاملاتی یا مثلث های صعودی و نزولی، برای معامله گران بسیار مفید واقع خواهد شد. گپ شکست با حجم معاملات چشمگیر پس از آن، نشانه ای از روند قوی است و پر چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ شدن آن بعید به نظر می‌ رسد.

گپ رایج (Common gap): همانطور که از اسم این گـپ ها پیداست، کاملا عادی هستند و چیز خاصی در خود ندارند. این گـپ ها معمولا زمانی بوجود می آیند که بازار در حالت بغرنج قرار داشته باشد. اندازه گپ های معمولی نیز بزرگ نیست و در اکثر موارد نیز به سرعت پر می شوند. این گپ به نام گپ الگو، گپ معاملاتی و گپ موقت نیز شناخته می‌ شود. معامله گران این نوع گپ را اغلب در محدوده های معاملاتی و طی نوسان sideway یا همان نوسان متراکم مشاهده می ‌کنند. این گپ ها اغلب پر می‌ شوند، اما اطلاعات بسیار کمی در خصوص شرایط قیمت پس از وقوع خود را ارائه می ‌دهند. این گپ به ندرت در الگوی قیمت نمودارها وجود دارد. باید عنوان کرد که این گپ صرفا محدوده ای است که حداقل مقدار معاملات برای پر کردن گپ وجود دارد.

گپ خستگی (Exhaustion gap): گپ خستگی معمولا در انتهای روندهای بزرگ اتفاق می افتد. در این حالت قیمت گپ پایانی را در جهت روند ساخته و سپس قیمت بر می گردد. این گپ، بعد از یک حرکت تند یا طولانی ‌مدت اتفاق می‌ افتد و معمولا قبل از آن شکاف ‌هایی قرار می ‌گیرند و معمولا با افزایش شدید حجم معاملات همراه است. این گپ نشان ‌دهنده‌ پایان روند فعلی است و در حقیقت، معامله‌ گران از روند موجود در بازار خسته شده ‌اند که این امر نیز باعث تشکیل این گپ می‌ شود و در این نوع گپ نیز حجم معاملات به‌ صورت سنگینی افزایش پیدا می کند، بنابراین این نوع شکاف می ‌تواند به‌عنوان یک شکاف ادامه‌ دهنده نیز محسوب شود، ولی دو عامل باعث تشخیص خواهند شد؛ اولا، اینکه در پایان یک‌ روند صعودی یا نزولی است؛ ثانیا، با حجم معاملات سنگین به نسبت میانگین هفته یا روزهای اخیر خود مواجه خواهد بود. این گپ ها، محتمل ترین گپ هایی هستند که باید پر شوند.

گپ اندازه گیری (Measuring gap): به اسم گپ فرار یا گپ ادامه دهنده نیز شناخته می ‌شود. این نوع گپ در میانه الگوی قیمت رخ می ‌دهد و نشانه ای از هجوم خریداران یا فروشندگانی است که عقیده و نظر مشترکی در مورد آینده دارایی ها دارند. گپ های اندازه گیری طی روند بدون تغییر یا محدوده ازدحام رخ نمی ‌دهد، بلکه طی کاهش یا افزایش سریع قیمت رخ می دهند. گپ های فرار معمولاً برای مدت زمان قابل توجهی پر نمی شوند. این نوع از گـپ در طی یک روند رخ می دهد. اگر این گپ در یک روند صعودی رخ دهد، نشان دهنده ادامه حرکت صعودی خواهد بود و اگر در روند نزولی رخ دهد نیز حاکی از وارد شدن فروشندگان بیشتر و ادامه روند نزولی می باشد. البته مشاهده این گـپ ها دلیلی بر ورود بی موقع به بازار نیست، بلکه باید آن را با سایر ابزارهای تکنیکال ترکیب کنید.

توجه به حجم معاملات می ‌تواند به شناخت و تمایز گپ اندازه گیری و گپ خستگی کمک کند. به طور معمول، حجم معاملات زیاد قبل از گپ خستگی رخ می‌ دهد. یکی از اشتباهات رایجی که در خصوص گپ ها رخ می دهد، اشتباه کردن در شناخت گپ اندازه گیری و گپ خستگی است. این موضوع می ‌تواند باعث شود که سرمایه گذار خود را در وضعیت اشتباه قرار دهد و طی نیمه دوم روند صعودی نتواند سود خوبی به دست آورد.

گپ خستگی و گپ اندازه گیری، نوسان قیمت را در جهت های مخالف یکدیگر پیش بینی می‌ کنند، بنابراین شناخت تفاوت های هر کدام بسیار ضرورت دارد. هم‌چنین این نکته قابل ذکر است که به محض پر شدن یک گپ، توقف آن بعید به نظر می‌ رسد، زیرا هیچ محدوده حمایتی یا مقاومتی آنی در این گپ وجود ندارد.

حرف پایانی

احتمال وقوع گپ های اندازه گیری یا گپ های شکست به مراتب کمتر از گپ متداول و گپ خستگی می باشد. درک تفاوت بین انواع گپ ها می تواند به معامله گران و سرمایه گذاران در کسب و کار در هر بازاری کمک کند.

الگوهای نمودار کندل ژاپنی

الگوهای نمودار کندل استیک

در مطلب پیشین، انواع رایج کندل‌های ژاپنی را بررسی کردیم. در این مطلب با الگوهای این نوع نمودار آشنا می‌شویم.

همانطور که نمودارهای شمعی سیگنال، ارائه‌دهنده‌ی سیگنال هستند. هنگامی که این شمع‌های قیمت به صورت دنباله ظاهر می‌شوند می‌توانند به‌عنوان سیگنال عملکرد قیمت در آینده عمل کنند. بنابراین قادر هستند تا معامله‌گران را از آنچه که در پیش رو دارند مطلع سازند.

الگوی کندل ژاپنی پوششی

این نوع الگوی نموداری از دو شمع قیمتی تشکیل شده می‌تواند صعودی یا نزولی باشد. این الگو زمانی اتفاق می‌افتد که بدنه شمع جدید قیمت، شمع قبلی را کاملاً ببلعد.

اگر شمع اول قرمز باشد، و شمع بعدی به رنگ سبز بوده و شمع قرمز قبلی را کاملاً پوشش دهد، این به معنی قیمت صعودی است. برعکس همین مسئله را می توان برای پوشش نزولی بیان کرد. این الگوها به عنوان یک وارونه سازی کوتاه مدت عمل می‌کنند.

نمودار کندل استیک پوششی

الگوی کندل ژاپنی هارامی یا باردار (Harami)

نام این الگوی کندل ژاپنی از واژه‌ی ژاپنی هارامی به‌معنی باردار آمده است. این الگوی نموداری به‌صورت یک شمع بزرگ به شکل زنی باردار با شمع کوچکتر ظاهر می‌شود. این ساختار هنگام باز و بسته شدن شمع بعدی در بدنه شمع قبلی ایجاد می‌شود و بسته به رنگ شمع‌های قیمت، می‌تواند صعودی یا نزولی باشد.

الگوی هارامی

الگوی توییزر یا انبرک

توییزر باتم و توییزر آپ از الگوی‌های نموداری معکوس‌ساز هستند. زمانی که شمع به دنبال یک پیشروی قوی حرکت می‌کند، شمع دیگر تقریباً در همان قیمت و مسافت ولی در جهت مخالف حرکت می‌کند ، تقریباً تمام حرکت اول را پاک می‌کند.

الگوی توییزر

الگوی سه سرباز سفید / سه کلاغ سیاه

این نوع الگوی نمودار پس از تأیید هر الگوی نشان می‌دهد که روند قوی در حال ظهور است. سه سرباز سفید مجموعه‌ای از سه شمع با اندازه مشابه است که بصورت صعودی پشت سر هم قرار می‌گیرند. سه کلاغ سیاه مجموعه‌ای چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ از سه شمع با اندازه مشابه است که به طور متوالی و به‌صورت نزولی دیده می‌شوند.

الگوی سه کلاغ سیاه سه سرباز سفید

الگوی ستاره صبحگاهی / ستاره شامگاهی

این یک الگوی معکوس‌ساز دیگر است که در بالا یا پایین یک روند اتفاق می‌افتد. وقتی اتفاق می‌افتد که یک پیشروی قوی بسته شده و قبل از حرکت قوی به سمت پایین یک دوجی تشکیل می‌شود. اگر حرکت در خلاف جهت حرکت اولیه بیش از 50٪ از حرکت اولیه را ببندد، این الگو تأیید می شود.

چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟

کدام الگوهای شمعی قیمت بیت کوین را بهتر پیش بینی می کنند؟

الگوهایی که باید بدانید

قیمت بسته شدن روزانه بیت کوین چقدر است؟ قیمت بسته شدن ندارد. به طور فعال 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته معامله چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ می شود. حتی یورو آخر هفته بسته می شود، اما بیت کوین بسته نمی شود. اکثر اوراق بهادار دارای نقطه شروع و پایان هستند. "قیمت نهایی بیت کوین چقدر است؟" ممکن است سوال عجیبی به نظر برسد، اما برای تحلیل شمعی (کندل استیک) بسیار مهم است. چگونه می توانید الگوی کندل استیک بیت کوین بدون کندل بسته داشته باشید؟

معامله گران برای صدها سال از تکنیک های نمودار شمعی استفاده کرده اند. می توان گفت که آنها تضمین شده هستند. معامله گران همچنان از این تکنیک قدیمی استفاده می کنند زیرا تکنیک موثری است. (اگر برای آنها مفید نبود، مطمئناً آن را به روش های دیگری ترجیح می دادند.)

اهمیت بسته شدن شمع (کندل)

سالها پیش، هنگامی که تجزیه و تحلیل شمعی چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ ایجاد شد، بازارها زمان بسته شدن داشتند. بسته شدن آخرین معامله یا تسویه حساب روز یا هفته است. در آن روزها، اوراق بهادار در بورسی معامله می شدند که صبح باز می شد و در پایان روز معاملاتی بسته می شد. قبلا Globex یا معاملات شبانه روزی وجود نداشت. اگر می خواستید وارد معامله ای شوید یا آن را ببندید، باید در ساعات معاملاتی بازار آن کار را می کردید. بنابراین بسته شدن روزانه یا هفتگی بسیار با اهمیت است. اگر معاملات خود را در ساعات معاملاتی انجام ندهید، فرصت امروز را از دست داده اید و باید تا روز دیگر منتظر بمانید. در طول روز، اخبار اقتصادی منتشر می شوند و بازار را تحت تاثیر قرار می دهند. اگر بازار با توجه به اخبار روز با روندی نزولی بسته شود، معامله گران شروع به خرید می کنند. بنابراین بسته شدن، نتیجه گیری از همه اخبار و معاملات روز است. علاوه بر این، مرجعی برای ارزش اوراق بهادار نیز می باشد. بسته شدن با اهمیت است.

ما هر روز یک نقطه "بسته شدن" برای بیت کوین داریم؛ یک زمان خاص در روز. این زمان فقط یک لحظه فوری از قیمت در پایان روز است. کسی که در آن سوی کره زمین نشسته است، نقطه بسته شدن دیگری دارد. شما الگوی دوجی را می بینید، اما آنها آن را نمی بینند. این موضوع در مورد دیگر ارزهای دیجیتال و بیشتر اوراق بهاداری که امروزه معامله می کنیم صادق است.

تحلیل نمودار شمعی بیت کوین

آیا می توان ادعا کرد که اصلا دلیلی برای استفاده از تحلیل نمودار شمعی برای بیت کوین وجود ندارد؟ جواب این سوال می تواند "بله" و "خیر" باشد.

بله، زیرا قیمت پایانی بسیار مهم در یک مقطع زمانی فقط نشان دهنده ارزش ارز بوده و به خودی خود بی معنی است. در بازار فارکس نیز می توانید به همین موضوع اشاره کنید. یورو هر روز بسته نمی شود، اما ما به آن کندلی می دهیم و الگوی آن را تحلیل می کنیم. اما حداقل هفته ای یکبار، در آخر هفته، بسته می شود. تعطیلی روز جمعه جمع بندی همه اخبار، تمایلات معاملاتی و عوامل دخیل پیرامون قیمت یورو در پنج روز هفته است. این قیمت جمع بندی همه اتفاقات هفته است. تصور کنید در نمودار هفتگی، بازار در ابتدا روند نزولی دارد سپس روند صعودی را تجربه می کند. فرض کنید خط روند صعودی به چالش کشیده می شود (و حتی شکسته می شود) اما الگوی شمعی هفتگی را با قدرت و بسیار بالاتر از خط روند صعودی به پایان می رساند. در طول هفته، تریدرها این خط را ارزیابی کردند، استاپ لاس ها را تعیین کردند، روی خط روند و حتی زیر آن حرکت کردند. اما بازار این خط روند را نگه داشت و قیمت فراتر از آن افزایش یافت و خیلی بالاتر از خط بسته شد. جمع بندی بازار حفظ خط روند بود. ما می توانیم الگوهای شمعی هفتگی را در فارکس توجیه کنیم.

در حدود 40 درصد از تعاریف الگوهای شمعی، کلمه "پوششی" به کار رفته است. این بدان معناست که بدنه یک کندل توسط کندل بعدی یا کندل قبلی پوشانده شده است. برای شکل گرفتن این حالت باید هنگام باز شدن و / یا بسته شدن آن شکافی ایجاد شود. بیت کوین به طور مداوم معامله می شود. نقطه باز شدن هر کندلی نقطه بسته شدن کندل قبلی است. بنابراین، هیچ وقت شکافی ایجاد نمی شود. هرگز در بیت کوین خط روند نزولی پوششی را نخواهید دید. هیچ وقت این اتفاق رخ نمی دهد. الگوی کندل پوششی نزولی نیازمند شکاف بیشتر در نقطه باز شدن است و همچنین بدنه کندل امروز باید بدنه کندل قبلی را کاملاً در پوشش دهد. الگوی کندل پوششی نزولی یکی از الگوهای بازگشتی است که در بازارهای دیگر به خوبی عمل می کند. تقریباً نیمی از الگوهای شمعی هرگز به وجود نمی آیند، و دلیل واضحی وجود دارد که چرا این اتفاق می افتد؛ بدون شکاف، کندل ها نمی توانند پوششی عمل کنند. هرگونه توضیح در مورد الگوی کندل استیک که ممکن است در اینترنت یا کتاب ها بخوانید در بیت کوین اتفاق نمی افتد.

خیر، زیرا به طور واضح، به عنوان مثال، پیام یک الگوی دوجی در محدوده باریک این است که معاملات در محدوده کوچکی انجام شده و در همان نقطه ای که شروع شدند به پایان رسیدند. این حالتی نامشخص در بیت کوین است. دقیقاً مهم نیست که نقطه بسته شدن کجاست، همیشه نزدیک نقطه باز شدن است. ما تمام روز معاملات را در محدوده باریکی انجام دادیم و به جایی نرسیدیم. اگر این اتفاق رخ می داد، شمع هایی که با بدنه بلند تعیین کننده بودند نشان دهنده تغییر تمایلات از اعتماد به نفس به تردید بودند.

تقریبا نیمی از مطالبی که در مورد نمودارهای شمعی آموخته اید برای بیت کوین هم مفید هستند

الگوهای شمعی که برای بیت کوین خوب هستند، الگوهایی می باشند که نیازی به بسته شدن کندل در مکان خاصی ندارند. اگر پیام کندل بافت، اندازه بدنه، موقعیت و محدوده سایه و همچنین رنگ کندل است، پس پیام الگوی آن همان چیزی است که در کتابها خوانده اید.

آیا بعضی از الگوهای شمعی به ویژه برای بیت کوین خوب عمل می کنند؟

در ارزیابی الگوهای نمودار و الگوهای شمعی، تعدادی از الگوها از نظر منطقی برای بیت کوین بهتر از سایر بازارها عمل می کنند. حرکت قیمت بیت کوین عمدتا توسط اخبار مرتبط صورت نمی گیرد. اخبار واقعی بسیار کمی پیرامون قیمت بیت کوین وجود دارد. صعود و سقوط قیمت ها صرفاً توسط احساسات تریدرها انجام می شود. ترس و طمع قیمت را تغییر می دهد. در بازارهای دیگر، گاهی اوقات عرضه، تقاضا، روابط دارایی ها و رویدادهای خبری بر ترس و طمع غلبه می کند. به همین دلیل است که تجزیه و تحلیل تکنیکال برای بیت کوین بهتر از سایر اوراق بهادار عمل می کند. این بازار هر چیزی که یک تریدر تکنیکال می خواهد را دارد؛ نقدینگی بالا است، با احساسات سرمایه گذاران قیمت تعیین می شود، و تحت تاثیر اخبار قرار نمی گیرد.

الگوهای شمعی را بشناسید

این الگوها برای بیت کوین (و گاهی بهتر از سایر بازارها) مناسب تر است. برخی از الگوهای کندل استیک هرگز برای بیت کوین ظاهر نمی شوند یا معنی ندارند. اکنون شما می دانید که دلیل آن چیست.

کندل چکش یا Hammer چیست؟ آموزش کندل شناسی و کندل خوانی

یکی از الگوهای کندلی کاربردی کندل چکش یا Hammer است. این الگو یک الگوی تک کندلی است و در روند نزولی بیانگر وجود ضعف در فروشندگان و ایجاد قدرت در خریداران می باشد. در واقع تشکیل کندل Hammer نشانه ای از بازگشت روند می دهد.

برای آموزش کندل خوانی و کندل شناسی و الگوهای کندلی پر کاربرد به لینک روبرو مراجعه کنید: کندل شناسی

فهرست عناوین این مطلب

ویژگی ظاهری کندل چکش

نام این candle از شکل ظاهری آن مشخص است. کندل چکش یا Hammer دارای یک بدنه کوچک در بالا و سایه بلند در زیر بدنه است. سایه پایینی بایستی حداقل دوبرابر بدنه یا بادی باشد.

ظاهر کندل چکش

رنگ بادی (صعودی یا نزولی بودن کندل) در این الگو مهم نیست و شرط تشخیص آن اندازه بدنه نسبت به سایه و محل تشکیل سایه است.

رنگ بادی کندل چکش

لایت فارکس یکی از بهترین بروکرهای فعال در بازار فارکس است و در مقایسه با رقبای خود برای تریدرهای ایرانی امکانات بسیار خوبی ایجاد کرده است. شما در بروکر لایت فارکس قادر به معامله تمام جفت ارزهای فارکس، ارزهای دیجیتال، فلزات، سهام های بازار بورس نیویورک و نزدک هستید.

  • جهت آموزش ثبت نام و بررسی بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: لایت فارکس
  • جهت مراجعه به وبسایت بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: وبسایت رسمی لایت فارکس

مفهوم کندل چکش ( Hammer )

یکی از مراحل اصلی تحلیل به روش پرایس اکشن تحلیل کندل ها می باشد.

به طور کلی و بدون توجه به نوع روند، سایه کندل نشانگر تقابل بین خریداران و فروشندگان است و هر چه این سایه بلندتر باشد حجم معاملات بیشتر می باشد. وقتی که سایه بلند در زیر کندل تشکیل می شود به معنای این است که فروشندگان در تلاشند تا قیمت را پایین بیاورند و خریدران با خریدهای خود قیمت را بالا آورده و تلاش فروشندگان را خنثی می کنند.

candle چکش یک از نشانه های اتمام روند نزولی می باشد و در کنار دیگر نشانه ها سیگنالی جهت بازگشت روند و آغاز روند صعودی یا شروع یک اصلاح در نظر گرفته می شود.

توجه شود که کندل چکش به تنهایی تعیین کننده هیچ نتیجه ای نیست و بایستی در موقعیت خودش بررسی گردد. به عنوان مثال در بازار رنج کندلی با سایه بلند به معنای تغییر روند نیست و نمی توان بر اساس آن وارد موقعیت call یا buy و put یا sell شد.

همچنین اگر در یک روند نزولی کندل Hammer تشکیل گردید بایستی چک شود که آیا بازار به یک ناحیه حمایتی قدرتمند رسیده است یا نه. واضح است که وجود چند عامل در کنار یکدیگر بر اعتبار تحلیل می افزاید.

محل کندل Hammer

انواع کندل چکش ( Hammer )

کندل Hammer بر اساس رنگ بادی آن یا به عبارتی دیگر بر اساس صعودی یا نزولی بودن کندل به دو نوع تقسیم بندی می شود.

کندل Hammer نزولی

این candle گویای این مطلب است که با وجود ایجاد ضعف در فروشندگان، آنها توانسته اند قیمت پایانی را به کمتر از قیمت باز شدن کندل برسانند.

قدرت چکش صعودی

کندل چکش صعودی

در این candle خریداران قدرت بیشتری نسبت به خریداران در کندل چکش نزولی دارند. سایه بلند در زیر کندل به این معناست که قدرت فروش را خنثی کرده اند. علاوه بر این آنها توانسته اند قیمت بسته شدن candle را به بالاتر از قیمت باز شدن آن برسانند.

چکش در روند نزولی

در یک روند نزولی تشکیل کندل هایی که با سایه های بلند در زیر نشان دهنده شروع ضعف در فروشندگان و عدم وجود قدرت در پایین تر آوردن قیمت است. تریدر بایستی با بررسی نواحی حمایتی و مقاومتی و الگوهای کندلی فرصت مناسب برای ورود را بیابد.

کندل چکش یا Hammer نزولی در یک روند صعودی به چه معناست؟

در یک روند صعودی هنگامیکه candle چکش نزولی تشکیل می شود نشان دهنده این است که فروشندگان قدرت عرضه را بالا برده اند. فروشندگان با فروش های خود قیمت یا نرخ را پایین آورده ولی خریداران نیز با خریدهای خود از زیاد پایین آمدن قیمت جلوگیری کرده اند و در نهایت قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن candle قرار گرفته است. وجود این کندل در روند صعودی نشان دهنده قدرت فروشندگان است.

ورود به بازار با اردر call یا buy با ظاهر شدن Hammer

در صورتیکه یک روند نزولی با حداقل سه candle نزولی ایجاد شد و پس از آن کندل چکش تشکیل گردید تریدر با توجه به دیگر شرایط استراتژی معامله گری خود می تواند آماده ورود به معامله گردد. در نظر گرفتن نکات زیر در مواجه شدن با کندل Hammer کمک کننده است.

  • در صورتیکه بعد از کندل چکش یک کندل صعودی تشکیل گردد، می تواند تاییدی برای تغییر روند در نظر گرفته شود.
  • در صورتیکه چند کندل صعودی پس از candle چکش ایجاد شود به شرطی که بالای هر کندل از بالای کندل قبلی بالاتر باشد، تریدر می تواند در اصلاح وارد بازار در جهت صعود شود.
  • در صورتیکه قیمت به زیر کندل Hammer رسید روند نزولی ادامه دار است و باید منتظر علامت دیگری بود. کندل چکش قبلی دیگر معتبر نیست.

عدم اعتبار کندل چکش

  • همانطور که بالاتر توضیح داده شد تشکیل candle چکش نزولی (قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن است) در یک روند صعودی نشان دهنده ظهور قدرت عرضه می باشد. اگر بعد از کندل Hammer کندل نزولی تشکیل گردد تاییدی برای تغییر روند است.
  • اگر در یک روند صعودی کندل Hammer تشکیل شد و پس از آن چند کندل نزولی به صورتیکه قیمت پایین هر کندل پایین تر از قیمت پایین کندل قبلی باشد ظاهر شود تریدر می تواند در پایان اصلاح برای ادامه نزول وارد بازار شود.
  • در صورتیکه قیمت در کندلهای بعدی به بالاتر از کندل چکش در روند صعودی برود به عبارت دیگر قیمت بسته شدن candle جدید بالاتر از قیمت بالای کندل چکش برسد دیگر candle چکش معتبر نیست.

تحلیل با کندل چکش و اسیلاتور

برای اطمینان بیشتر از پیشبینی می توان علاوه بر بررسی اینکه کندل چکش در روند نزولی بر روی یک ناحیه حمایتی تشکیل شده است، بررسی نمود که اسیلاتوری مانند stochastic در اشباع فروش باشد. با کراس دو خط اسیلاتورتغییر روند محتمل تر خواهد بود و می توان وارد بازار در جهت صعود شد.

کراس اسیلاتور در کندل چکش

الگوی Hammer یکی از الگوهای معتبر و مورد علاقه تریدرهای پرایس اکشن است. بسیاری از تریدرها در استراتژی های معامله گری خود در کنار دیگر عوامل به این الگو نیز توجه ویژه ای دارند.

الگوی فرفره (Spinning) چیست و چطور به کمک تحلیل‌گران می‌آید؟

الگوی فرفره

الگوی فرفره از جمله کندل ‌استیک‌هایی است که از آن برای تعیین بازگشت یک سهم و بررسی و پیش‌بینی روند آینده‌ حرکت آن استفاده می‌شود.

علی‌رغم اینکه این الگو مانند الگوی دوجی یک الگوی خنثی است، می‌تواند تاثیر بسیار مهمی در تصمیم‌گیری خریداران و فروشندگان داشته باشد.

در این الگو قیمت باز شدن و بسته‌شدن نزدیک به هم است و کندل‌های بالایی و پایینی تقریبا با هم تقارن دارند و متناسب با یکدیگرند.

وقتی بازار با الگوی فرفره مواجه شود به این معنی است که خریداران و فروشندگان حاضر در بازار در برابر عرضه و تقاضا دودل هستند یا هنوز تصمیمی نگرفته‌اند

هرچقدر تعداد این الگوهای فرفره در کنار هم بیشتر باشد، نشان‌دهنده این است که این تصمیمی و دودلی در بازار بیشتر است.

ازآنجایی‌که رفتار این الگو شباهت زیادی به رفتار الگوی دوجی دارد، به این الگو، الگوی دوجی فرفره هم گفته می‌شود. نکته مهمی که برای بررسی الگوی فرفره باید در نظر داشته باشید این است که تنها فرفره‌هایی که در کف‌ها و سقف‌ها شکل می‌گیرند مهم هستند.

بنابراین الگوهای فرفره‌ای که در طی این روند شکل گرفته می‌شود را نادیده بگیرید و فقط به ابتدا و انتها توجه کنید. همچنین شباهت فرفره با دوجی به معنی یکسان بودن آنها نیست!

در حالت ایده‌آل، این دو کندل باید طولی مشابه، بدنه کوتاه و تفاوت کمی بین قیمت باز و بسته‌شدن داشته باشند.

آیا اطلاعات بیشتری درباره روند الگوی فرفره و اهمیت آن برای بررسی حرکت بازار دارید؟ اگر شناخت کاملی از این الگو ندارید و در حال یادگیری بیشتر بازار و کسب دانش بیشتر برای موفق‌تر شدن در بازار هستید، ادامه این مطلب را بخوانید.

شکل‌گیری الگوی فرفره

الگوی فرفره ( Spinning Top ) زمانی در بازار و روند حرکت یک سهم شکل می‌‌گیرد که خریداران قیمت را در یک بازه زمانی معین بالا ببرند و فروشندگان در همان دوره زمانی، قیمت را پایین بیاورند.

وقتی با وجود این تفاوت قیمت‌ها، همچنان قیمت پایانی بسیار نزدیک به قیمت باز شدن سهم باشد، الگوی فرفره در بازار اتفاق افتاده است.

بعد از افزایش یا کاهش شدید قیمت، درصورتی‌که کندل بعدی تأیید کند، الگوهای فرفره می‌توانند نشانه‌ای از برگشت بالقوه قیمت باشند.

کندل‌های یک الگوی فرفره می‌تواند بالا یا پایین بروند (نسبت به سایه)، اما قیمت پایانی و ابتدایی همیشه نزدیک به هم است.

همان‌طور که اشاره کردیم، الگوهای فرفره در بازار نشان‌دهنده عدم تصمیم‌گیری سهام‌داران یک سهم یا بازار است. کندل‌ استیک‌های بلند در بالا و پایین حرکت سهم نشان می‌دهد که تفاوت زیادی بین قیمت باز و بسته شدن وجود ندارد.

الگوی قرقره

بعد از افزایش یا کاهش شدید قیمت، درصورتی‌که شمع بعدی تأیید کند، الگوهای فرفره می‌توانند نشانه‌ای از برگشت بالقوه قیمت باشند.

الگوی فرفره در بازارهای گاوی و خرسی

الگوی‌ فرفره در بازارهای گاوی قیمت را به سمت بالاتر می‌برند و در بازارهای خرسی قیمت به پایین‌ترین رده خود می‌رسد.

حتی با وجود چنین روند حرکتی، باز هم قیمت پایانی نزدیک به همان قیمت بازگشایی در هر دو بازار گاوی و خرسی است. اگر این الگو به دنبال افزایش یا کاهش قیمت اتفاق بیفتد، می‌تواند نشانه‌ای برای برگشت احتمالی قیمت سهم یا کریپتو محسوب شود.

گاهی اوقات الگوهای فرفره به وجود آمده در روند حرکت سهم، ممکن است نشانه تغییر قابل‌توجهی باشد. برای مثال، فرفره‌ای که در بالای یک‌روند صعودی رخ می‌دهد، می‌تواند از بازار خرسی خبر دهد. این اتفاق به ما می‌گوید سهام‌داران و سرمایه‌گذاران بازار گاوی درگیر سردرگمی شده‌اند و هر آن ممکن است روند بازار به‌طورکلی معکوس شود.

درست در شرایط مشابه، وقتی فرفره بالا در پایین یک‌روند نزولی قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد که چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ بازار خرسی هم از کنترل خارج شده و هر لحظه ممکن است بازار تبدیل به یک بازار گاوی شود. درهرصورت، روند حرکتی این فرفره‌ها نقش مهمی در بررسی و تعیین بازار دارند.

همان‌طور که یک فرفره صعودی یا نزولی درباره آغاز روند جدید در بازار خبر می‌دهد، کندل بعدی در الگوی فرفره، تاییدیه این حرکت است.

اگر معامله‌گری معتقد باشد که فرفره بالا پس از روند صعودی می‌تواند منجر به برگشت به سمت نزولی شود، کندل بعدی که باید حرکت آن را دنبال کند، کاهش پیدا کرده و قیمت هم کم می‌شود. اگر این‌طور نباشد، برگشت تایید نمی‌شود و معامله‌گر باید منتظر سیگنال معامله دیگری باشد.

اگر فرفره در یک محدوده اتفاق بیفتد، این نشان می‌دهد که بلاتکلیفی معامله‌گران هنوز چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ در بازار وجود دارد و این محدوده احتمالاً تا مدت‌زمان دیگری پابرجا خواهد بود.

می‌توان گفت ک ندل‌های بعدی و پایین‌تر معمولا تاییدی برای روند و تحلیلی است که تحلیل‌گران از بازار به دست آورده‌اند.

انواع الگوی فرفره

اگر تا این بخش از بررسی الگوی فرفره همراه بورسینس بوده باشید، متوجه شدید که دو بخش اصلی و مهم الگوی فرفره شروع چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ و پایان آن و فرفره‌های بالا و پایین است.

به فرفره بالا، فرفره سقف، نزولی یا Spinning top هم گفته می‌شود. فرفره کف یا پایین فرفره صعودی و Spinning Bottom است.

برای آشنایی بیشتر با این دو نوع فرفره، ویژگی هرکدام از آنها را به‌صورت جداگانه بررسی می‌کنیم:

فرفره سقف (Spinning top)

فرفره سقف در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد و از الگوهای نزولی بازگشتی است.

این کندل به طور بالقوه می‌توان نشانه کاهش خریداران و به همان نسبت، نشانه‌ای برای افزایش قدرت فروشندگان باشد. رنگ کندل در الگوی فرفره سقف اهمیتی ندارد. به این معنی که الزاماً فرفره سقف سبز نیست و حتی می‌توان یک کندل قرمز را هم به‌عنوان الگوی فرفره بالا شناسایی کرد.

تا زمانی که این الگو تایید نشده باشد، نمی‌توان به‌درستی اطلاعاتی که نشان می‌دهد اعتماد کرد. کندل تایید در الگوی فرفره بالا، کندلی قرمزرنگ است که قیمت بسته‌شدن آن پایین‌تر از بدنه الگوی فرفره سقف است. شکل‌گرفتن فرفره سقف در مقاومت‌ها هم می‌تواند تایید دیگری برای تغییر روند و شروع یک‌روند صعودی در سهم یا کریپتو باشد.

اگر بین بدنه کندل تایید با بدنه فرفره سقف فاصله یا وقفه افتاده باشد، می‌توان اعتبار بیشتری برای الگو قائل شد.

الگوی فرفره بالا نشان‌دهنده عدم تصمیم‌گیری در بین گاوها و خرس‌ها است. در نظر داشته باشید که این الگو در بازارهای پرطرفدار، چه دارای روند صعودی باشد و چه روند نزولی را طی کند، بسیار قوی تر است. هنگامی که این الگو در یک بازار متلاطم اتفاق می‌افتد، سیگنالی برای نشان‌دادن عدم وضوح عملکرد سرمایه‌گذاران و معامله‌گران در بازار محسوب می‌شود.

مثال زیر تصویر دقیق‌تر و کامل‌تری از شکل‌گرفتن فرفره سقف در انتهای روند صعودی و مقاومت استاتیکی به شما نشان می‌دهد.

مثال برای الگوی سقف فرفره

فرفره کف (Spinning Bottom)

فرفره کف یک الگوی صعودی از نوع بازگشتی است. این الگو در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد.

فرفره کف نشانه چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ افزایش قدرت خریداران و کاهش قدرت فروشندگان به میزان برابر است. مانند الگوی فرفره سقف، رنگ کندل در این الگو اهمیتی ندارد.

فرفره کف نیاز به کندل تایید دارد تا تحلیل‌گران بتوانند از روند تغییر مطمئن شوند. کندل تایید در الگوی فرفره کف کندلی سبز رنگی است که قیمت بسته‌شدن آن بالاتر از بدنه الگوی فرفره کف است. شکل‌گرفتن فرفره در حمایت‌ها هم می‌تواند تایید دیگری بر تغییر روند و شروع یک‌روند صعودی باشد.

مثال زیر تغییر روند و حرکت شارپ الگوی فرفره کف در انتهای روند نزولی را نشان می‌دهد:

مثال برای الگوی کف فرفره

ظهور الگوی فرفره و تعادل جدید در سهم

در یک‌روند صعودی یا نزولی قوی، چرخش بالا نشان می‌دهد که تعادل جدیدی از نیروها در مورد قیمت سهم یا کریپتو به وجود آمده است.

برخلاف الگوها و اندیکاتورهای دیگر که در آنها یک طرف بر بازار مسلط است و قیمت را به سمت دلخواه خود سوق می‌دهد، در الگوی فرفره و فرفره سقف می‌توان متوجه شد که طرف مقابل بازار درحال‌رشد بوده اما نتیجه کوتاه‌مدت این اتفاق نامشخص است.

در نتیجه، مانند تمام الگوهای کندال، نقش کندل بعدی در این الگو هم مهم است.

در صورت معکوس شدن، کندل کنار صفحه الگوی فرفره باید خلاف روند غالب باشد، درحالی‌که برای الگوهای دیگر، تحلیل‌گران به دنبال کندلی هستند که در همان جهت حرکت می‌کند تا تأیید کند که روند قیمت هم در همان جهت ادامه دارد.

مثال برای بررسی کندل‌های فرفره

نمودار بالا چندین حرکت از الگوی فرفره را نشان می‌دهد. اولین مورد، در سمت چپ، پس از کاهش قیمت کوچک رخ داده است. به دنبال آن یک کندل پایین آمده که نشان‌دهنده کاهش بیشتر قیمت است. مجدد قیمت کمی پایین‌تر می‌رود، اما سپس به سمت بالا حرکت می‌کند.

اگر معاملات را بر اساس کندل انجام دهید، می‌توانید برنامه منعطف‌تری برای مدیریت سرمایه و ریسک دارایی‌های خود داشته باشید، زیرا کندل استیک‌های الگوی فرفره راهنمای خوبی برای چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ شناسایی ریسک‌‌ها و فرصت‌های بازار است.

معمولا چرخش‌هایی که در این الگو اتفاق می‌افتد، بلاتکلیفی فعلی بازار را نشان می‌دهند. زیرا قیمت همچنان به سمت پایین حرکت می‌کند. بعد از کندل دوم و با بررسی الگوی فرفره بعدی، معمولا اندازه کندل سوم در مقایسه با کندل‌های اطراف آن بسیار بزرگ‌تر است. این نشان می‌دهد که حرکت سهم یک پیشروی را تجربه کرده و به دنبال آن یک کندل بزرگ پایین آمده است.

حرکت بعدی، حرکت معکوسی است که به معنی کاهش قیمت است. با کاهش قیمت، یک الگوی فرفره دیگر شکل گرفته است. در نهایت، حرکت سهم با یک مکث کوتاه به پایان می‌رسد و کندل بعدی به روند کاهشی خود ادامه می‌دهد.

بررسی این مثال‌ها و نمونه‌هایی که از نحوه تحلیلی الگوی فرفره وجود دارد، نشان‌دهنده اهمیت و تاثیر این الگو برای شناسایی حرکت سهم یا ارز است.

تفاوت الگوی فرفره با سایر الگوهای کندلی

همان‌طور که قبلا ذکر شد، شکل الگوی فرفره بسیار شبیه به الگوی کندل دوجی است.

هر دو دارای کندل‌هایی هستند که بالاتر و پایین‌تر امتداد پیدا می‌کنند و به‌عنوان الگوهای خنثی در نظر گرفته می‌شوند. بدیهی است زمانی که ردپای یک الگوی فرفره یا دوجی را در پایان حرکت سهم ببینید، به‌راحتی می‌توان انتظار برگشت سهم را هم داشته باشید.

الگوی دوجی

الگوی دوجی هم مانند الگوی فرفره یک الگوی کندل استیک رایج است.

رایج بودن این الگوها به این معنی است که آنها در ارتباط با سایر اشکال تحلیل تکنیکال بهترین کاربرد و اطلاعات را در اختیار تحلیل‌گران می‌گذارند. به‌عنوان‌مثال، معامله‌گران ممکن است قبل از انجام معامله بر اساس فرفره، به اندیکاتورهای فنی مانند میانگین متحرک همگرایی – واگرایی (MACD) یا شاخص قدرت نسبی (RSI) برای نشانه‌های برگشت نگاه کنند.

اندیکاتورها یا سایر اشکال تجزیه‌وتحلیل، مانند شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، ابزارهای کارآمدی برای کمک به تصمیم‌گیری بر اساس الگوهای کندلی هستند.

تفاوت الگوی فرفره و الگوی دوجی

با وجود تمام شباهت‌هایی که بین دو الگوی فرفره و دوجی وجود دارد، نمی‌توان چشم روی تفاوت‌های این دو الگو بست.

طبق چیزی که در کندل‌های الگوی فرفره تا اینجا دیدید، می‌بینید که کندل‌های دوجی سایه کوتاه‌تری دارند و تقریبا بدون بدنه هستند.

این در حالی است که کندل‌های فرفره دارای سایه‌های بلندتری هستند که به دو طرف کشیده می‌شوند و بدنه آنها نیز طولانی‌تر است.

تفاوت الگوی دوجی و فرفره

با وجود همه شباهت‌های الگوی فرفره و دوجی، این دو الگو تفاوت‌هایی هم دارند که نباید نادیده گرفت.

البته ذکر این نکته هم ضروری است که اگر در بررسی‌ها و تحلیل‌های خود نتوانید الگوی دوجی را از فرفره تشخیص دهید، مشکل‌ساز نیست. آنچه مهم است این است که هر دوی این الگوهای کندلی پیامی مبنی بر عدم تصمیم‌گیری در بین خریداران و فروشندگان دارند.

نحوه معامله در الگوی دوجی و الگوی فرفره هیچ تفاوتی با معاملات دیگر کندل‌ها ندارد. ازآنجایی‌که این دو الگوی به‌عنوان یک الگوی کندلی ساده در نظر گرفته می‌شوند، ممکن است در نمودار‌های یک ساختار فرفره سقف را ببینید، پس آماده باشید تا جزئیات استراتژی معاملاتی خود را طبق این حرکت به‌روزرسانی کنید.

فرفره‌ها و دوجی‌ها هر دو نشان‌دهنده عدم تصمیم‌گیری هستند. هر دو الگو به طور مکرر رخ می‌دهند و گاهی اوقات برای هشدار دادن به عقب‌گرد پس از یک حرکت قیمت قوی استفاده می‌شوند. هر دو نوع کندل به‌شدت به تایید متکی هستند.

جمع‌بندی

کندل‌های فرفره جزء روش‌های عادی تحلیل بازار هستند.

به این معنی که نمی‌توان به اطلاعات آنها به‌عنوان تنها مرجع اتکا کرد و لازم است تحلیل‌ها و اطلاعاتی که از این الگو به دست می‌آید در کنار الگوهای دیگر و ابزارهای تحلیلی پیشرفته‌تر باشد. ازآنجایی‌که دارایی‌ها اغلب دوره‌های بلاتکلیفی دارند، این موضوع کاملاً منطقی است.

الگوی فرفره‌ اغلب زمانی اتفاق می‌افتند که قیمت از قبل به سمتی حرکت می‌کند یا روند حرکتی آن در شرف شروع است. با وجود تمام کاربرد‌های این الگو، محدودیت‌هایی وجود دارد که برای تکمیل این بحث و در بخش پایانی باید به آن اشاره کنیم.

برای مثال فرفره در مورد پیش‌بینی روند حرکت معکوس در بازار کاربرد دقیقی ندارد. بسیاری از الگوهای فرفره منجر به برگشت نمی‌شوند. اگر چه برای استفاده از اطلاعات این الگو تایید آن لازم چه زمانی کندل دوجی اتفاق می‌افتد؟ است، اما حتی با تایید هم هیچ اطمینانی وجود ندارد که قیمت سهم در جهت جدید و پیش‌بینی شده ادامه دهد.

معامله در زمان تشکیل یک الگوی فرفره هم می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. زیرا کندل می‌تواند از بالابه‌پایین بسیار بزرگ باشد. ارزیابی پتانسیل پاداش یک معامله تاپ چرخان نیز دشوار است زیرا الگوی کندل استیک هدف قیمت یا برنامه خروج را ارائه نمی‌دهد. معامله‌گران باید از الگوها، استراتژی‌ها یا شاخص‌های دیگر کندل استیک استفاده کنند تا یک خروجی سودآور پیدا کنند.

در پایان می‌توان گفت الگوی فرفره هم درست مانند الگوی‌های دیگر باید در کنار تحلیل‌ها و بررسی‌های مختلف مورد استفاده قرار بگیرد. این الگو به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند به تنهایی مرجع معتبری برای تعیین حرکت سهم و استراتژی سرمایه‌گذاران باشد.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

قصد خرید یا فروش ارز دیجیتال در ایران را دارید؟ در این سایت می‌توانید با اطمینان و با چند کلیک خرید کنید:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.